فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٣٥ - ٦ ـ حكم دار     
ندارد در آنچه كه حكمش را نمى داند، با گمان خود عمل كند مانند احكام نقصانى كه در نماز پيش مى آيد و اما دومى يعنى آنچه كه ابتلاء به آن خيلى كم است، قبل از ابتلاء، دانستن حكم آن لازم نيست زيرا او اطمينان دارد كه غالباً به آن دچار نمى شود. سيره مسلمانان نيز همين بوده است. علاوه بر اين، شناخت تمامى احكام به طور تفصيل، موجب عسر و حرج و سبب هرج و مرج در زندگى مى شود.
اين مطلب از بعضى از علماى اباضيه نيز برمى آيد. او مى گويد: اگر انسان به عملى كه فوت شدنى است نظير نماز و روزه يا عملى كه وقت آن فوت شدنى است نظير واجبات موقت يا عملى كه اگر وقتش بگذرد باطل مى شود و وقت آن رسيده و عمل به آن واجب شده است، مكلف شود، معنايش آن است كه مكلف بايد در همه اين موارد در صورت جهل به آن، علم كسب نمايد.[١]
آنچه كه در شريعت دين اسلام در تأكيد بر تحصيل علم وارد شده مانند آيه اهل ذكر (نحل: ٤٦) و اخبارى كه بر وجوب علم و تفقه دلالت دارند، همه به موارد ابتلاء انصراف دارند. براى اطلاع بيشتر به محل[٢] خود مراجعه شود.
٦ ـ حكم دار:
از دار با دو تعبير، دار اسلام و ايمان و دار كفر ياد مى شود و اين به خاطر بعضى احكام شرعىِ است كه بر ساكنان آن بار مى شود نظير جواز نكاح و توارث كسى كه وضع اعتقادى اش روشن نيست و همين طور اقتدا به او در نماز و بر
[١] ابو سعيد كدمى: المعتبر ١/٧٠ از انتشارات وزارت ميراث فرهنگ قومى سلطنت عمان.
[١] مراجعه شود به الرسائل: تأليف مرتضى انصارى ص٤٠٠ آخر بحث اشتغال.