فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٢١ -       دوم ـ در لزوم قيام عليه حاكم ستمگر     
پذير است. قيام عليه حاكم مسلمان در صورت ارتدادش از اسلام، واجب است. مباح شمردن چيزهايى كه تحريم آن مورد اتفاق است مثل زنا، مستى و نيز مباح دانستن ابطال حدود و مشروعيت بخشيدن به چيزى كه خداوند به آن اجازه نداده، كفر و ارتداد است. اگر در دنيا حكومت عدلى يافت شود كه دين را به پا دارد و حكومت ستمگر را از بين ببرد، بر هر مسلمانى واجب است كه به قدر توان خود او را يارى نمايد. اگر يك طايفه از مسلمانان بر ديگرى تجاوز كرد و بر رويش شمشير كشيد و صلح بين شان امكان پذير نبود، بر مسلمانان واجب است كه با طايفه ستمگر و متجاوز بجنگند تا او به فرمان خدا گردن نهد.
رواياتى كه مى گويد حاكمان ستمگر را بايد تحمل كرد مگر آنگاه كه كافر شوند با نصوص ديگر در تعارض است و مراد از آن پرهيز از فتنه و تفرقه وحدت كلمه است و قويترين آنها حديث: «با حاكمان نبايد درگير شد مگر آنگاه كه كفر آشكارى از آنها مشاهده كنيد» مى باشد و نووى مى گويد: مراد از كفر در اينجا معصيت است و اين گونه استعمال، موارد زيادى دارد. ظاهر حديث آن است كه منازعه با امام بر حق در باز پس گيرى امامت از او واجب نيست مگر آنكه او كفر آشكارى را به جا آورد. اين حكم شامل عاملان و واليان او نيز مى شود.