فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٠٨ -       ايمان كم و زياد مى  شود     
توسط چيزى به ظهور رسد و واجباتى كه در روايت آمده از مظاهر ايمان است.
ايمان كم و زياد مى شود:
پس از آنكه گفتيم عنصر مقوم و اصلىِ ايمان همان اعتقاد قلبى است، مى گوييم: ايمان از دو ناحيه كم و زياد مى شود: ناحيه عقيده و ناحيه عمل. اما از ناحيه عقيده: ايمان اولياء و انبياء به خدا و رسول در مقايسه با ايمان ساير مردم. اما ايمان از ناحيه عمل: ايمان كسى كه او به اندازه يك چشم بهم زدن گناه نمى كند حتى گناه به ذهنش هم خطور نمى كند در مقايسه با كسى كه فرايض را ترك مى كند و كباير را مرتكب مى شود.
البته ما منكر اين نيستيم كه چه بسا ترك فرايض وارتكاب معاصى در دراز مدت به الحاد و انكار و تكذيب و جحد منجر شود. خداوند سبحان مى فرمايد: (ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوآى أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللهِ وَ كَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ).[١]
«عقيده و عمل صالح» مانند ريشه و ساقه درخت است. همانگونه كه تقويت ريشه در رشد ساقه تأثير دارد و كمال ساقه ثمر دادن آن است، هم چنين پرورش ساقه و تربيت آن در اثر قطع شاخه هاى زايد و هرس كردن و در معرض نور آفتاب قرار دادن آن، در رشد ريشه مؤثر است. رابطه تبادلى بين عقيده و عمل مانند رابطه تبادلى بين ريشه و ساقه درخت است.
بلى اين وضع در رابطه با تأثير ايمان در عمل و تأثير عمل در اعتقاد است.
[١] روم: ١٠ «آنگاه فرجام كسانى كه مرتكب گناه مى شدند، بدانجا رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آن را به تمسخر گرفتند.»