فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٩١ -       دلايل خوارج بر اينكه ارتكاب معاصى كفر است     
اين از باب «صلى الرجل النّار يصلاها» است يعنى دخول در آتش ملازم اوست و اين بيان ديگرى از خلودِ در آتش است. پس آيه تنها دلالت دارد كه خلود در آتش از ويژگيهاى كافرى است كه آيات خدا را تكذيب و به آن پشت كرده است و اما مؤمنِ فاسق از قلمرو و دلالت آيه خارج است.
اين را داشته باشيد. مرجئه براى اين عقيده كه كافران مخلّد در آتشند; نه مؤمنان، نيز به همين آيه استدلال كرده اند. نحوه استدلال اين است كه خداوند سبحان مى فرمايد: جز كافر كسى در آتش نمى سوزد و مؤمنِ فاسق هم كافر نيست. قاضى معتزلى بنابر نقلى كه از او شده از اين استدلال اين گونه جواب گفته است كه: «ناراً» نكره در سياق اثبات است و نكره تنها در سياق نفى افاده عموم مى كند مانند: «ما فى الدار رجل» و بُعدى ندارد كه در آخرت براى كسانى كه آيات را تكذيب و به آن پشت كرده اند آتشى باشد، غير از آنچه كه براى فاسقان است.[١]
طبرسى در مجمعش توضيح بيشترى داده و گفته است: خداوند سبحان اين آتش را مبهم ذكر كرد و آن را مشخص نفرمود. پس مراد از آن اين است كه با اين آتش فقط افرادى عذاب مى شوند كه آن حالت مذكور در آيه را دارند و آتش هم بنابر آنچه كه خداوند در سوره نساء[٢] بيان كرده، داراى درجات است. بنابراين نمى شود گفت كه گروه هاى ديگر به آتش ديگرى غير از اين آتش عذاب نمى شوند.[٣]
[١] ابن ابى الحديد: شرح نهج البلاغه ٨/١١٥.
[١] نساء: ٤٥ «منافقين در پايين ترين درجه آتشند و براى آنها ياورى نخواهى يافت.»
[١] طبرسى: مجمع البيان ٥/٥٠٢.