فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٨٨ -       دلايل خوارج بر اينكه ارتكاب معاصى كفر است     
٣ ـ (إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ).[١] با اين ادّعا و استدلال كه فاسق با فسق خود و اصرار بر آن از رحمت خدا نااميد است پس كافر است.
جواب:
اين مدّعا قابل قبول نيست زيرا مؤمنانِ فاسق مأيوس نيستند بلكه با توبه و شفاعت از پروردگار خود انتظار رحمت دارند. علاوه بر اين: مراد از «رَوْح» در اينجا گشايش پس از سختى است و اين گونه يأس، از گناهان كبيره است كه وعده آتش بر آن داده شده است، با اين هم موجب كفر نمى شود زيرا نهى در آيه، نهى تشريعى است و معنايش آن است كه يأس از رحمت الهى از شأن كافران است; نه شأن مؤمنان و اين نظير آن كلام خداوند است كه فرمود: (وَ مَا كَانَ لِمُؤْمِن أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلاَّ خَطَأً)[٢] يعنى در شأن مؤمن نيست كه مؤمنى را بكشد مگر از روى خطا و بدون اختيار; نه آنكه مؤمن هرگز عمدا مؤمنى را نمى كشد. با اين بيان چنانچه از مؤمنى يأس حاصل آيد او مرتكب كبيره اى شده كه وعده آتش بر آن داده شده ولى كافر محسوب نمى شود.
٤ - (وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ) .[٣]
بررسى:
خداوند سبحان كسى را كه به حكم خدا حكم نكند به اوصاف سه گانه ياد كرده است:
[١] يوسف: ٨٧ «از رحمت خدا كسى جز گروه كافران نا اميد نمى شوند.»
[١] نساء: ٩٢ «در شأن مؤمن نيست كه مؤمنى را به قتل رساند مگر از روى خطا.»
[١] مائده: ٤٤ «آنهايى كه به آنچه خدا نازل كرده، حكم نمى كنند كافرانند.»