فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٨ -       خارج شدن شيخين و عايشه از مكه     
جوينده حق، رويگردان از حق را و با فرمانبردارِ يكدل، نافرمان بد دل را مى كوبم.»[١]
خروج شيخين و عايشه از مكه:
دسيسه گران و گروهى از دشمنان امام بر آن شدند كه به طرف بصره حركت كنند و براى مبارزه مسلحانه در آنجا سنگر بگيرند.
قبل از اين عبدالله بن عامر والى عثمان بر بصره، پيش از آن كه جاريه فرزند قدامه سعدى از مردم براى على بيعت بگيرد و عثمان بن حنيف انصارى از طرف على براى جمع آورى خراج بدانجا بشتابد، از بصره فرار كرده بود.
در همان زمان يعلى بن ميته، عامل عثمان از يمن به مكه بازگشت و در مكه عايشه و طلحه و زبير و مروان بن حكم و تعداد ديگرى از بنى اميه را ملاقات كرد. او از كسانى بود كه مردم را به خونخواهى عثمان تحريك مى كرد. او اسب و سلاح و چهارصد هزار درهم در اختيار عايشه و طلحه و زبير قرار داد و شترى به نام «عسكر» به عايشه داد كه قيمت آن در يمن دويست دينار بود. آنان مى خواستند به طرف شام بروند اما ابن عامر مانع شد و گفت: معاويه با شما كنار نمى آيد و شما را بر خودش ترجيح نمى دهد اما در بصره، من مى توانم كارى انجام دهم و سپاهى فراهم سازم.
آنگاه آنان را به هزار هزار درهم و دويست شتر و ديگر امكانات تجهيز نمود و با ششصد سوار به طرف بصره حركت نمودند. شبانگاه به آبى به نام «حوأب» كه متعلق به بنى كلاب بود، رسيدند. كارگران بنى كلاب در آنجا بودند.
[١] رضى: نهج البلاغه خطبه ٦.