فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٧٨ -       جهت اول آيا مرتكب معاصى مشرك است؟     
همتايى قايل شود. به خاطر همين عقيده بود كه مشركين از كلمه «لا اله الا الله» رويگردان بودند چون اين كلمه در مقابل عقيده آنها قرار داشت. خداوند در اين باره مى فرمايد: (إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ يَسْتَكْبِرُونَ * وَ يَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِر مَجْنُون)[١] و در آيه ديگر مى فرمايد: (وَ إِذَا ذُكِرَ اللهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَ إِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ)[٢] و باز مى فرمايد: (ذَلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذَا دُعِىَ اللهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ للهِ الْعَلِي الْكَبِيرِ).[٣]
اين آيات، حقيقت شرك را مشخص و با مضامين خود، مشرك را معرفى مى كند; پس چگونه ممكن است، مسلمانِ مؤمنِ موحّد را مشرك بدانيم در حالى كه او شريك و مانندى براى خداوند، نه در ذات و نه در صفات و نه در افعال قائل نشده و غير خدا را نپرستيده است بلكه اورا در ذات و صفات و افعال يكتا دانسته و در مقام انجام وظايف عبوديت جز خداوند سبحان را نپرستيده است. البته ـ گاهى ـ شقاوت بر او غلبه يافته و نفس امّاره بر او چيره گشته، حرامى را با ترس و لرز مرتكب شده است.
از اينجا مشخص مى شود كه كفر اعم از شرك است و اگر كسى همتا و
[١] صافات: ٣٦-٣٥ «وقتى به آنها (مشركين) گفته شود: خدايى جز خداوند يكتا نيست، استكبار مىورزند و مى گويند آيا ما خداوندانمان را به گفته يك شاعر ديوانه رها سازيم.»
[١] زمر:٤٥ «وقتى خدا به تنهايى نام برده شود دلهاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند متنفر مى شود و وقتى از معبودهاى ديگر نام برده مى شود خوشحال مى شوند.»
[١] غافر: ١٢ «اين بدان جهت است كه وقتى خداوند به تنهايى خوانده مى شد، كفر مىورزيديد و اگر براى او شريك قرار داده مى شد، ايمان مى آورديد پس حكم از آنِ خداوند بلندمرتبه و بزرگ است.»