فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٧٣ -       آيا خوارج، انصار و شيعه على بودند؟     
وقتى كه من از همه به احكام بيناترم، مرا وا گذاريد با آنچه كه نظرم مى رسد و راهنمايى مى شوم.
در عبادتِ بدون بصيرت خيرى نيست و خرّم آن كس كه آگاهانه وارد جنگ شد.
آنها گفتند: آنچه را كه آنها دعوت كرده اند اجابت كن، آنجا كتاب، حاكم و امير است.
يا على! اگر اجابت نكنى، ما همچون كركسها دشمن سرسخت تو خواهيم شد.
آنها در بامدادان براى جنگ با على به سرزمين «حروراء» رفتند و زمان بىوفاست.
امام به آنها فرمود: بياييد به راه راست باز گرديد و آماده شويد با من به طرف دشمن حركت كنيد.
از من اطاعت نماييد تا وقتى كه من از احمد اطاعت مى كنم. پس اگر از خط او پيروى نكردم آنگاه انقلاب كنيد.
آنها گفتند: تو كافرى، توبه كن و ثواب ببر، در جهاد، ما را كافر رهبرى نخواهد كرد.
(او فرمود:) اگر شما به راه حق روانيد از قرآن برايم برهان آوريد زيرا حقيقت چون نور است.
و چون براى جنگ فرا خوانده شدند، همچون شيران سبك پا نعره زنان پيشگام شدند.
پس پسر عموى پيامبر، همريشه محمد، آنها را به كام مرگ فرستاد.
بدون آنكه اظهار پشيمانى كند و در عزمش سخت استوار و محكم بود.
پس يا عجبا! چگونه ابن وهب[١] شورش به پا كرد در حالى كه به راه نزديك نبود و رأيش نارس و اسير بود.
گويندگان مى گفتند: نظرتان را پخته و رسيده كنيد تا رستگار شويد. بهترين نظر مردان، پخته و رسيده آن است.
براى او در عتبه بن ربيعه شباهتى بود و او مى گفت و رها مى كرد.
اما اگر مقدرات سر رسد، انديشمندان و ارجمندان مغلوب مى شوند.
[١] منظور عبدالله بن وهب راسبى رئيس خوارج است.