فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٧١ -       آيا خوارج، انصار و شيعه على بودند؟     
بر زيد بن حصين طايى عرضه داشتند، او امتناع كرد. بعد بر حرقوص بن زهير عرضه كردند، او هم امتناع ورزيد. بر حمزه بن سنان و شريح بن اوفى عبسى پيشنهاد كردند، آنها نيز امتناع كردند و بر عبدالله بن وهب راسبى عرضه كردند، او گفت: مى پذيرم...[١]
اين شخص از طبيعت شتابزدگى در قضاوت برخوردار است. يك روز، حكميت را بر على تحميل مى كند. روز ديگر حكميت را انكار مى كند و خود را براى انقلاب عليه على بدان خاطر كه او حكميت را پذيرفته است كانديد فرماندهى آن مى كند!!
٤ ـ علامه فقيه شيخ محمود بغدادى در قصيده رسايى ادعاهاى مذكور در ابيات گذشته را تخطئه كرده است. گزيده اى از آن را در اينجا نقل مى كنيم:
وقتى آن عقيده ديده شد، گفتم: آنگاه كه آفتاب مى تابد بعضى از قلبها را تاريك مى كند و بعضى از آنها را نور مى بخشد.
و تو نظير اين عقيده را در مردم نمى يابى كه روشنايى و جمال آن چشمهاى ناتوان را نابينا مى سازد.
من از اين عقيده دور مى سازم كسى را كه تاريكى و گمراهى را اراده نمايد و بر مى كَنَم كسى را كه جسورانه مانع آن شود.
دوست، كسى نيست كه نيروهايش را بيرون برد و بر دوستانش حمله كند و غيرت ورزد.
آيا نظيرى براى على در حكمِ به عدالت يافت مى شود... با آنكه عشاقِ جمال حاضرند.
على، على باب علم محمد است. اين حديث مثل ماه شب چهارده مى درخشد.
اگر او به سپاه بزرگى دست يافت آيا درست است گروهى او را طعن زنند و سپاه را مدح نمايند؟
[١] طبرى: تاريخ ٤/٥٥.