فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٧٠ -       آيا خوارج، انصار و شيعه على بودند؟     
نمى خواهند به قرآن عمل نمايند. گفتند: بفرست اشتر برگردد. اين در حالى بود كه اشتر در بامداد ليلة الهرير بر اردوى معاويه اشراف يافته بود و مى خواست وارد آن شود...
آنها در امتناع و بخل از يارى به جايى رسيده بودند كه اشتر از آنها خواست به اندازه يك فواق ناقه يا يك تاختن اسب مهلت دهند، مهلت ندادند. اشتر به آنها گفت: به اندازه يك فواق مهلت دهيد كه من پيروزى را احساس مى كنم. گفتند: مهلت نمى دهيم. گفت: به اندازه يك تاختن اسب مهلت دهيد زيرا من پيروزى را حتمى مى بينم. گفتند: در اين صورت ما هم در جرم تو شريك خواهيم شد. گفت: از خودتان بگوييد كه بهترينهايتان كشته شده و بدترينهايتان برجا مانده اند.[١]
خوارج در ابتدا و در اثناى جنگ صفين بحق از انصار و ياران على بودند اما بعداً برگشتند.
از مواردى كه چهره آنها را برملاء مى سازد، آن است كه زيد بن حصين طايى بر على وارد شد وگروهى از قاريان او را همراهى مى كردند چنانكه متوجه شديد، او را نه به عنوان امير المؤمنين[٢] بلكه به اسم خودش صدا زدند و حكميت را بر او تحميل كردند و همو بود كه پس از چند روز به عنوان يكى از كانديداى خوارج در حروراء براى بيعت معرفى شد.
طبرى مى گويد: حمزه بن سنان اسدى گفت: رأى همانست كه گفتيد. پس شخصى را از خودتان امير گردانيد زيرا شما ناچار بايد تكيه گاه و ستون و پرچمى داشته باشيد تا دور آن گرد آييد و به سوى آن باز گرديد. آنگاه امارت را
[١] ابن مزاحم: وقعة صفين ٤٨٩. ٢ . همان مدرك.