فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٥ - ١ ـ نبرد با ناكثين جنگ جمل     
(١)
نبرد با ناكثين
جنگ جمل
نكث در لغت به معنى نقض بيعت است و مراد از جنگِ با ناكثين، جنگ با طلحه و زبير است كه بيعت امام را نقض كردند و گروهى از مردم نيز يا با ترغيب يا با تهديد بدآنها پيوستند. در آغاز خلافت، طلحه و زبير نزد على آمدند و گفتند: اى امير مؤمنان! خود مى دانى كه در زمان خلافت عثمان بر ما جفا شد و از تمايل عثمان به بنى اميه هم خبر دارى و حالا كه خداوند تو را پس از او خليفه كرده است بعضى كارها را به ما واگذار كن. امام در جواب فرمود: به قسمت خداوند راضى باشيد تا نظرم را بعداً بازگويم و بدانيد كه من هيچ يك از اصحابم را در اين امانت شريك نمى سازم مگر اين كه ديندارى و امانتداريش نزد من مورد پسند و نياتش برايم آشكار باشد. آنان كه چنين ديدند مأيوس شدند و از امام خواستند كه به آنهااجازه دهد تا عمره به جاآورند[١] آنها با ناراحتى از نزد امام بيرون آمدند در حالى كه براى نقض بيعت انديشه مى كردند. در همين گيرودار نامه معاويه به آنها رسيد كه آنان را به نقض بيعت دعوت نموده بود و گفته بود كه اهل شام با آنها بيعت كرده اند. آنان هم فريب نامه[٢] را خوردند و به بيعت شكنى خود راسختر شدند. آنگاه بر على وارد شدند و اجازه عمره خواستند. از آنان پرسيد: چه عمره اى را اراده كرده ايد؟ آنان قسم ياد كردند كه جز عمره چيزى را
[١] ابن ابى الحديد: شرح نهج البلاغه ١/٢٣١ - ٢٣٢. ٢ . متن نامه قبل از اين ذكر شد.