فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٣٦ - ١ ـ حكم تحكيم در جنگ صفين     
نداشته اند و هدف از اتخاذ چنين شيوه ها در اين مقطع (تكفير مرتكبين كبيره و حرمت نكاح آنها و لزوم قيام عليه طغيانگران و...) تنها مقدمه اى براى براندازى خلفا و حكام جور و دستيابى به اريكه حكومت بوده است و به همين لحاظ غير از شرارت و آشوبگرى و رياست طلبى چيزى از خود بر جاى نگذاشتند. البته تنها فرقه باقيمانده از خوارج ـ اباضيه ـ وقتى دريافتند كه يك فرقه سياسى نمى تواند بدون مبدأ كلامى و فقهى به حياتش ادامه دهد، آمدند به بحث و پيرايش بعضى از موضوعات فقهى پرداختند و همانطور كه از لابلاى آثار اين فرقه بر مى آيد بيشترين مبانى عقيدتى آنها ثمره فكرى علماى متأخر است و بنيانگذار اين فرقه مثل عبدالله بن اباض و آن تابعى ديگر جابر بن زيد، در اين راستا هيچ مبناى فكرى از خود نداشته اند. تنها چيزى كه اين فرقه از اولى به ارث برده اند همان شجاعت روحى و صراحت گفتار او در بيان حقايق است و تنها چيزى كه از دومى به ارث برده اند يك سرى احاديث موقوفه است كه جابر از بعضى از صحابه نقل كرده است و اين با شيوه كلامى منسجم و فقه گسترده اى كه بتواند جوابگوى كارهاى بندگان در تمامى امور زندگى شان باشد فاصله زيادى دارد. از اينجا مشخص مى شود كه خوارج در ابتدا به عنوان يك فرقه سياسى ظهور كرده و بعدها به يك فرقه دينى تبديل شده است. در اين فصل ما از عقايد و مبانى آنها كه تا حدى با كليات آن آشنا شديد و نتايج آن بحث مى كنيم.
١ ـ حكم تحكيم در جنگ صفين: