فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٣٢ - نامه عبدالله بن اباض به عبدالملك بن مروان     
است و پس از حق جز گمراهى نيست پس چه مى كنيد. مبادا تذكر تو را از خودت غافل سازد و مبادا در كتاب خدا شك روا دارى! توانايى و قدرت جز از آنِ خدا نيست. پس اگر كتاب خدا كسى را سود نبخشد چيز ديگرى او را سود نمى بخشد.
به من نوشتى كه جواب نامه ات را بنويسم، من هم نوشتم و تو را يادآور مى شوم به خداى بزرگ و از او توانايى بخواه وقتى نامه ام را مى خوانى و در حالى كه انديشه ات را فارغ نموده اى در آن تدبر كن و دوباره در آن تدبر كن. من جواب نامه ات را نوشتم و آنچه مى دانستم به تو نوشتم و نصيحتت نمودم. تو را يادآور مى شوم به خداى بزرگ كه وقتى نامه ام را خواندى و در آن تدبر نمودى، جوابش را اگر توانستى برايم بنويس; من هم جواب مى دهم. هر دو با هم در اين باره بحث مى كنيم. از كتاب خدا برهان اقامه كن; من هم گفته ات را تصديق مى كنم و دنيا را برايم عرضه نكن چون رغبت و حاجتى به آن ندارم. اما درباره دين و پس از مرگ نصيحتت را مى پذيرم زيرا اين بهترين نصيحت است و خداوند قادر است كه در اطاعت بين من و تو جمع كند و كسى كه بر اطاعت خدا نباشد خيرى در او نيست. از خدا توفيق مى خواهم كه خوشنودى او در آن است و سلامت در گرو آن و حمد از آنِ خداست و درود و سلام بى پايان خداوند بر پيامبرش محمد و آل او.[١]