فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٣ - گردهمايى مهاجرين و انصار براى بيعت با على     
اين خبر به آنها براى اين بود كه آن دو را به مخالفتِ با امام على(عليه السلام)تحريك نمايد با اين بهانه كه آنها يكى پس از ديگرى خليفه اند و على بايد خلافت را ترك نمايد. معاويه با اين كار قصد داشت كه در صف بيعت كنندگانِ با امام تفرقه ايجاد نمايد و باب مخالفت و پيمان شكنى را براى ديگران باز نمايد.
اين نامه مصيبتهاى زيادى را براى امت اسلامى به همراه آورد و آن دو پيرمرد به سخن پسر ابوسفيان فريب خوردند و بر مخالفت با على همداستان شدند و پيمان بيعت را به وجهى كه شرحش بعداً خواهد آمد، شكستند. بيعت شكنى آنها تنها اختلاف نبود بلكه منشاء مصيبت ديگرى شد و آن گستاخى معاويه در برابر على و طغيانش عليه امام واجب الاطاعه با جنگهاى خونين بود.
امام در آستانه پيروزى بر اين فاجعه بود كه فاجعه سومى قد راست كرد و آن شورش گروهى از اصحاب امام به خاطر مسأله پوچ و بى اساسى بود كه از تحجر و حماقت آنان ناشى مى شد و آن مسأله حكميت بود. بدين ترتيب، امام در طول مدت كوتاه خلافت خود كه از پنج سال تجاوز نمى كرد با جنگهاى خونينى روبروگشت; يك بار با ناكثين و بار ديگر با قاسطين و بار سوم با مارقين جنگيد. امام على(عليه السلام)در اين باره مى فرمايد: وقتى عهده دار خلافت شدم گروهى پيمان شكستند و گروهى از اطاعتم سر بر تافتند و گروهى هم راه طغيان در پيش گرفتند; گويا كلام خداوند سبحان را نشنيده بودند كه فرمود: (تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لاَ يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الأَرْضِ وَ لاَ فَسَادًا وَ الْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ )[١] آرى قسم به خدا اينان شنيده بودند و در ك كرده بودند اما زرق و برق دنيا چشمشان را
[١] قصص: ٨٣ «ما بهشت را از آنِ كسانى قرار داديم كه قصد علو و فساد را در زمين ندارند و عاقبت از آنِ پرهيزكاران است.»