فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٢ - گردهمايى مهاجرين و انصار براى بيعت با على     
ملك و مال نداشتند; مانند حيوانى كه تمامى همّش شكمش و تمامى كارش نشخوار است.
امام وقتى زمام خلافت را در دست گرفت كه جامعه چنين وضعى داشت و مردم به بدبختى و تباهى نزديكتر بودند تا به صلاح و اصلاح. اول كسى كه نداى مخالفت سر داد و مخالفان را عليه على سازماندهى كرد، معاوية بن ابى سفيان بود. او مى دانست كه على به هيچ قيمتى حاضر نيست او را در مقامى كه از زمان خليفه دوم تا به آن روز بر آن تكيه زده بود، باقى گذارد. براى همين بعضى از صحابه را عليه امام تحريك و سازماندهى كرد و به آنان گفت كه از مردم شام برايشان بيعت گرفته است. در نامه اى كه براى زبيربن عوام ارسال نمود با اينكه مى دانست او در ملاء عام با على بيعت كرده است، نوشت: «بسم الله الرحمن الرحيم، من از اهل شام برايت بيعت گرفته ام و آنها نيز اجابت كرده اند و براى بيعت مانند ابرهاى بهم فشرده هجوم آوردند. تو از كوفه و بصره بيعت بگير. مبادا! پسر ابوطالب بر تو پيشى گيرد زيرا پس از اين دو شهر چيزى باقى نمى ماند. پس از تو براى طلحه پسر عبيدالله بيعت گرفته ام بنابراين به خونخواهى عثمان برآييد و مردم را بدينكار فرا خوانيد و جديت به خرج دهيد و شتاب نماييد. خدا شما را پيروز و دشمنان شما را نابود گرداند.» وقتى نامه به زبير رسيد، او طلحه را در جريان گذاشت و هيچكدام در اينكه معاويه خيرخواه آنهاست ترديدى نكردند. از اينجا بود كه علم مخالفت را عليه على(عليه السلام)برافراشتند.[١]
يگانه هدف از گرفتن بيعت از مردم فرومايه شام براى زبير و طلحه و ابلاغ
[١] ابن ابى الحديد: شرح نهج البلاغه ١/٢٣١.