فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٩٩ -       شاگردان او     
جعفر سمّاك و ديگران فراگرفته است.
شاگردان او:
بسيارى از مردم علم را از او آموخته اند كه ربيع بن حبيب فراهيدى صاحب المسند يكى از آنهاست. در بين اين افراد، دانشمندان مغرب زمين نيز ديده مى شوند و آنها عبارتند از:
ابوخطاب معافرى، عبدالرحمن بن رستم، عاصم سدراتى، اسماعيل بن درار عذامسى و ابوداود قبلى نفراوى. ابوخطاب از يمن آمده بود و چهار نفر مغربى او را همراهى مى كردند. او با آنها به بلادشان بازگشت و آنان به دستور استادشان ابوعبيده او را به رهبرى خود برگزيدند و نيز به دستور او عبدالله بن يحيى كندى در يمن به رهبرى برگزيده شد و يمن و حجاز هر دو در قلمرو امارت او قرار گرفت. دانشمندان پنج سال را نزد او علم آموختند وقتى خواستند او را ترك گويند اسماعيل بن درار سيصد مسأله از مسائل احكام از او پرسيد. ابوعبيده به او گفت: آيا مى خواهى قاضى شوى؟ گفت: به اين مسائل مبتلا خواهم شد.[١]
از او روايت شده كه گفت: كسى كه استادش از صحابه نباشد چيزى از دين نمى داند و خداوند با عبدالله بن عباس و عبدالله بن مسعود و عبدالله بن سلام بر ما منت نهاد.[٢]
[١] على يحيى معمر: الاباضية بين الفرق الاسلامية ١/١٦٦ ـ ١٦٧.
[١] صالح بن احمد صوافى: الامام جابر بن زيد عمانى. شرح حال مفصلى از او نوشته است وديدگاههاى او را درباره تنظيم الدعوة و مواضع آن و استفاده از مراسم حج براى نشر مذهب و به كارگيرى سياستهاى مخفى و تقيه ذكر كرده است. مراجعه شود (١٦٩ـ١٧٠).