فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٩٢ -       سخنان اباضيه درباره جابر     
قبله و حاكمان ستمگر در بلادى كه ستمگران حاكميت دارند جزء مبادى خود قرار دادند و جنگ در كنار آنها را نيز روا شمردند. همين طور به احكام آنها نيز عمل مى كنند و پروايى هم ندارند كه احكام آنها مطابق حق و عدالت باشد يا نباشد و البته اگر افعال آنها مطابق حق باشد آن را مى ستايند.
يكى ازاين موارد: مردى با زن پدرش به گمان آنكه بر او حلال است ازدواج كرد. اين را به گوش عبدالملك بن مروان رساندند. عبدالملك به كشتن او فرمان داد به دليل اين كه او نبايد به چيزى كه جهل به آن جايز نيست جاهل مى بود و او مى گفت: جهل و تجاهل در اسلام نيست. جابر بن زيد اين عمل عبدالملك را ستود و در ستايش او گفت: او كار خوب و نيكويى كرد. اين به خاطر درك اين فقيه بزرگ بود كه توانست مذهبش را از ساده نگرى و اعتدال متمايز سازد و به خاطر اساسها و اصولهايى بود كه اين مذهب بر آن بنيان نهاده شده بود.[١]
٣ ـ جابر نماز جمعه را در مسجد جامع بصره به عبيدالله بن زياد اقتدا مى كرد و به مردم مى گفت: اين نماز، نماز كامل و سنت ديرين است.
نقل كرده اند: او ششصد يا هفتصد درهم از حجاج مى گرفت و پشت سر او نماز مى خواند. حجاج، مقام قضاوت را به او پيشنهاد كرد ولى او آن را نپذيرفت.[٢]
٤ ـ مثال علم مثال پرنده اى است كه در مدينه تخم گذاشت و در بصره جوجه كرد و به طرف عمان پرواز نمود.[٢]
[١] همان: ٥٧ ـ ٥٨. ٢ . همان: ١٦ ـ ١٩ ـ ٣٢.
[١] اين تعبير در بسيارى از كتابهايشان تكرار شده و اين نوعى مبالغه در گفتار است.