فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٩١ -       سخنان اباضيه درباره جابر     
بصره رفته است و اين در ايام جوانى او و در سنى كه براى ما معلوم نيست و تشخيص آن هم مقدور نيست، بوده است. به احتمال زياد او پس از بيست سالگى به بصره هجرت كرده است چون او در اين ايام، جوانى بوده كه تحمل مشقتهاى سفر و هجرت را داشته است. معروف آن است كه تحكيمى كه باعث جدايى بخشى از ارتش از على و ايستادگى آنها در برابر او و شورش عليه او شد، در رمضان سال ٣٧ اتفاق افتاده است و حادثه نهروان كه باعث شدت اين جدايى و ريشه دارتر شدن آن شد در سال ٣٨ هجرى اتفاق افتاده است.
بنابراين، جابر بن زيد در هنگام وقوع اين جريانات يا در بصره نبوده است و يا اگر بوده به هيچ نحو در اين جريانات شركت نداشته است زيرا در كتابهاى سنى و شيعه و اباضيه كوچكترين چيزى كه مربوط به او شود، ذكر نشده است و حتى در آن زمان، نامى از او به ميان نيامده است. تا پس از پايان اين حوادث حدود چهل سال بعد يعنى وقتى كه حجاج بن يوسف در سال ٧٥ به عنوان فرماندار از طرف عبدالملك بن مروان به عراق آمد، كسى درباره جابر بن زيد چيزى نشنيده است.[١]
٢ ـ بنيانگذار مذهب اباضى از كسانى نبود كه در جنگ جمل يا صفين يا نهروان حضور داشتند و در كنار كسانى كه بر روى دولت شمشير كشيدند يا با آن جنگيدند اعم از خوارج و غير خوارج، قرار نداشت بلكه او در كنار دولت بود و سهم خود را از حجاج بن يوسف ثقفى مى گرفت همانطور كه جايزه اش را مى گرفت و در مجلسش حاضر مى شد و پشت سرش نماز مى خواند.
به همين خاطر بعد از جابر، اباضيه جايز بودن نماز را پشت سر تمامى اهل
[١] دكتر محمد عبدالحليم: الاباضية فى مصر و المغرب ١٥.