فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٤٢ - ٨ ـ ديدگاه اباضيه درباره صحابه     
اگر چنين باشد بايد موجب ولايت آن مرد مشرك نيز شود كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)دخترش زينب را قبل از برقرارى تحريم بين مسلمانان و مشركان به ازدواج او در آورده بود در حالى كه خداوند متعال مى فرمايد: (إِنَّ اللهَ لاَ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ).[١]پس با اين برهان، دليل شما در فضيلت عثمان كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)دو تا از دخترانش را به عقد او در آورده است، باطل مى شود.
اما اين كه گفتيد: او در اسلام سابقه درخشانى دارد، جوابش اين است كه در آخرت، اعمال با پايان آن سنجيده مى شود; نه با سابقه درخشان آن.[٢]
به هر تقدير آنچه را كه اين نويسنده و ديگران گفته اند مطلب درستى است و بايد اباضيه در حيات دينى خود بر اساس آن رفتار نمايند و ما نيز بايد بر اساس معيارهاى موجود در كتاب و سنت احترام صحابه را نگهداشته، آنها را دوست بداريم و گمان نمى كنم كه مسلمانى بر روى زمين يافت شود كه صحابى را به مجرد صحابى بودن و يا به خاطر آنكه پيامبر را ملاقات كرده يا ارتباطى با او داشته، دشمن بدارد. اگر گاهى نفى و انكارى مشاهده مى شود، اين تنها شامل بعضى صحابه مثل مغيرة بن شعبه و بسر بن ارطات و عمرو بن عاص و سمرة بن جندب مى شود زيرا آنها بودند كه به كشتار بى گناهان دست يازيدند و در احكام، ظلم روا داشتند و جنونوار در پى لذات دنيوى رفتند. چگونه تبرى از آنان درست نباشد در حالى كه عمرو بن عاص در جواب معاويه كه از او براى جنگ با على دعوت كرده بود اين گونه ابياتى را بر زبان مى راند كه آغاز آن چنين است:
[١] نساء: ٤٨ «خداوند كسى را كه به او شرك ورزيده است نمى بخشد.»
[١] السير و الجوابات لعلماء و ائمة عمان ١/٣٧٤ ـ ٣٧٠ چاپ وزارت ميراث ملى و فرهنگ، تحقيق از خانم سيده اسماعيل كاشف.