فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٠٨ - ٢ ـ امتناع رؤيت خداوند سبحان در آخرت     
يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ).[١] اين اصل نيز از اصول نورانى عقايد اباضيه است. متأسفانه! نويسندگان معاصر اباضيه، به اميد نزديك كردن عقايدشان به اهل سنت، اين اصل را كم اهميت ساخته اند تا آنجا كه على يحيى معمر مسأله را اين گونه عنوان مى كند: «آيا رؤيت بارى تعالى در آخرت امكان دارد؟» اين عنوان از وجود شك و ترديد درونى نويسنده حكايت دارد. دست كم مسأله را به صورت غير قطعى و با ترس و بيم مطرح مى كند در حالى كه كتاب او يك كتاب درسى به شمار نمى رود تا انتظار رود مسائل به صورت پرسش و استفهام مطرح شود. سپس مى نويسد: «در مسأله رؤيت دو بينش افراطى و يك بينش اعتدالى كه نقطه مشترك دو بينش ديگر هست، وجود دارد. توضيح آن اينكه بينش و اثبات رؤيت در افراط تا جايى پيش مى رود كه به تشبيه و تمثيل و تحديد خداوند مى رسد و بينش نفى رؤيت، در تفريط تا حدى پيش مى رود كه حصول كمال علم به خداوند را نفى مى كند. اهل تحقيق بين اين دو قرار گرفته اند. آنها در جايى كه مفهوم رؤيت كامل يا نزديك به آن را برساند راه احتياط در پيش گرفته اند و اين صورت در قالب انديشه بعضى ازعلماى اهل سنت قابل تصور است كه رؤيت را به معناى حصول كمال علم به خداوند تبارك و تعالى مى دانند و بعضى ديگر ازاين رؤيت به رؤيت با حس ششم تعبير كرده اند كه همان كمال علم باشد. بسيارى از تعابير علماء با هم متفاوتند ولى در نهايت تمامى اين تعابير به نفى كامل صورتى كه انسان آن را تخيل مى كند و به نفى لوازم آن مانند حدود و تشبيه، برمى گردد و همه تعابير متفقند كه تشبيه در همه مراتب و محدوديت در همه اشكال، از خداوند به دور است و سزاوار نيست ما بيش از آنچه كه نصوص در
[١] انعام: ١٠٣ «ديدگان او را نمى بيند و او ديدگان را مى بيند و او بسيار تيزبين و آگاه است.»