فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٠٠ - ديدگاه ديگرى درباره مفهوم خوارج     
حديثى كه بخارى، مسلم، ابن ماجه، احمد بن حنبل و ديگران نقل كرده اند، چه مى انديشيد؟ براى اطلاع و آگاهى خواننده از متن روايت، آن را از منابع مزبور نقل نموده و مدرك آن را ارائه مى دهيم:
١ ـ بخارى از ابو سعيد خدرى نقل مى كند كه گفت: روزى پيامبر غنيمتى را ميان ما تقسيم مى كرد، ذو الخويصره ـ مردى از بنى تميم ـ گفت: يا رسول الله عدالت را رعايت كن! پيامبر فرمود: واى بر تو! اگر من عدالت را رعايت نكنم چه كسى رعايت مى كند؟ عمر گفت: اجازه بده گردن او را بزنم؟ پيامبر فرمود: نه، او در آينده يارانى خواهد داشت كه نماز شما در برابر نمازشان و روزه شما در برابر روزه شان ناچيز مى نمايد و چنان از دين خارج مى شوند كه تير از شكار; به نوك پيكان نگاه شود، چيزى از شكار ديده نمى شود. به مدخل پيكان نگاه شود، چيزى از شكار ديده نمى شود. به بدنه تير نگاه شود چيزى ديده نمى شود. به پر تير نگاه شود چيزى از كثافات و خون ديده نمى شود. وقتى كه از مردم فاصله گرفته خروج مى كنند نشانه و علامت شان مردى باشد كه بر يكى از بازوانش، شبيه پستان زن يا گوشت جمع شده اى است كه حالت رعشه دارد. ابوسعيد مى گويد: شهادت مى دهم كه اين را از پيامبر شنيدم و شهادت مى دهم كه با على بودم و او پس از جنگ در بين كشتگان، آن مرد را جستجو كرد و او را به همان وصفى كه پيامبر فرموده بود، پيدا كرد.[١]
همين مطلب را بدون هيچ تفاوتى مسلم در صحيحش نقل نموده است.[٢]
[١] بخارى: صحيح، ٨/٧٠ شماره حديث ١٨٦ باب ما جاء فى قول الرجل ويلك.
[١] مسلم: صحيح ٣/١١٢ چاپ محمد على صبيح.