فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦٩ -       اباضيه در كتابهاى مقالات و تاريخ     
بوده و تا پايان دوره حكومت عبدالملك بن مروان زندگى كرده است. او از جمله كسانى است كه براى جلوگيرى از حمله مسلم بن عقبه مرى، عامل يزيد بن معاويه به حرم خدا، به مكه رفتند.[١]
عبدالله بن اباض با نافع بن ازرق و ياران او، در جويا شدن نظر عبدالله بن زبير درباره عثمان، همراه بود و آن زمانى بود كه خوارج، دور عبدالله بن زبير جمع بودند و وقتى از عقيده او جويا شدند، او را مخالف عقيده خود يافتند و از دورش پراكنده شدند. گروهى از خوارج به طرف يمامه و گروه ديگر به طرف بصره رفتند كه ابن ازرق، عبدالله بن اباض و عبدالله بن صفار از آن جمله بودند.[٢]
ابن ازرق با سيصد نفر قيام كرد و اين وقتى بود كه مردم بر عبيدالله بن زياد شوريده بودند. عبدالله بن صفار و عبدالله بن اباض و ياران آنها با ابن ازرق به مخالفت برخاستند. ابن ازرق خطبه اى را كه براى اصحابش ايراد كرده بود، به آن دو نوشت. خطبه اين است: «خداوند شما را با قيامتان كرامت بخشيد و به آنچه كه ديگران ناآگاهند شما را بينش و آگاهى داد. مگر نمى دانيد كه براى احياى شريعت و فرمان خداوند به پا خاسته ايد مگر نه آنكه فرمان او راهنماى شما و كتاب او پيشواى شماست و از سنت ها و هدايتهاى او پيروى مى كنيد؟ گفتند: آرى. گفت: مگر نه آنكه حكم شما درباره دوستانتان، حكم پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)درباره دوستانش و حكم شما درباره دشمنانتان حكم پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)درباره دشمنانش است؟ مگر امروز دشمن شما، دشمن خدا و پيامبر نيست; همانگونه كه دشمن
[١] طبرى: تاريخ ٤/٤٣٨.
[١] طبرى: تاريخ ٤/٤٣٨.