فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦٣ - فرقه چهارم صفريه     
٨ ـ باز از او نقل شده كه گفته است ما خود را مسلمان مى دانيم و اين كه آيا نزد خدا از دايره ايمان بيرونيم يا نه، نمى دانيم!
٩ ـ كفر، دو نوع است: يكى كفرِ ناشى از كفران نعمت و ديگرى كفرِ ناشى از انكار ربوبيت.
١٠ ـ تبرى دو نوع است: تبرى از اهل حدود كه مستحب است و تبرى از منكرين خدا كه واجب است.[١]
بنابر نقل شهرستانى، آنها ارتكاب كبيره را موجب شرك و كفر نمى دانسته اند، مگر كبايرى كه براى آنها حد تعيين نشده مانند ترك نماز. اما بنا بر نقل بغدادى در فِرَق، در بين صفريه دو نظريه ديگر نيز وجود داشته است:
الف ـ هر گناهكارى مشرك است كه ازارقه نيز بدان معتقد بودند.
ب ـ گناهكار، كافر محسوب نمى شود بلكه به حاكم ارجاع مى شود تا او حد را جارى كند.[٢]
تمامى فرقه هاى صفريه بلكه تمامى فرقه هاى خوارج حتى اباضيه كه سعى مى كنند خوارج ناميده نشوند، به ولايت عبدالله بن وهب راسبى و حرقوص بن زهير و پيروان آنها از محكمه اولى معتقدند. آنان به امامت ابو بلال مرداس كه پس از محكمه اولى خروج كرد و پس از او به امامت عمران بن حطان سدوسى قائلند.
درباره ابو بلال گفته شد كه او در دوران يزيد بن معاويه در ناحيه بصره
[١] شهرستانى: الملل و النحل ١/١٣٧ و بغدادى: الفَرق بين الفِرَق ٩٠ و اشعرى: مقالات الاسلامين ١٠١.
[١] بغدادى: الفرق بين الفرق ٩١.