فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦٢ - فرقه چهارم صفريه     
كم گذاشتند.[١]
به هر تقدير، اينان مانند اباضيه نزديكترين فرقه به مسلمانانند:
١ ـ در آزار كودكان با ازارقه مخالفند. چون كشتن آنها را جايز نمى دانند و به كافر و مخلد بودن آنها در آتش حكم نمى دهند.
٢ ـ قاعدين را تكفير نمى كنند ـ منظور، قاعدينِ خوارجند ـ .
٣ ـ رجم را نفى نمى كنند.
٤ ـ تقيه در قول را جايز مى دانند و تقيه در عمل را جايز نمى دانند.
٥ ـ درباره اطلاق كافر و مشرك بر مرتكبان كباير، تفصيل قائلند. گناهى كه حد براى آن تعيين شده مرتكبان آن فقط به نام همان گناه ناميده مى شوند مانند زنا، سرقت، قذف كه مرتكبان آن، زانى، سارق و قاذف ناميده مى شوند; نه كافر و مشرك. اگر آن گناه از كبيره هاى باشد كه به خاطر اهميت آن، حدى برايش تعيين نشده مانند ترك نماز و فرار از جبهه جنگ، مرتكب چنين گناهانى كافر محسوب مى گردد.
٦ ـ از ضحاك كه از صفريه است، نقل شده كه او ازدواج زنان مسلمان را با كفار (منظورش ديگر مسلمانهاست) در دار تقيه جايز مى دانسته و در غير دار تقيه جايز نمى دانسته است.
٧ ـ از زياد بن اصفر نقل شده كه گفته است: زكات در دار تقيه يك مصرف دارد.[٢]
[١] مقريزى: الخطط ٢/٣٥٤.
[١] منظورش آن است كه لازم نيست زكات بر اصناف هشتگانه كه در آيه صدقات آمده صرف شود چون در دار تقيه، دست باز نيست بلكه در يك مورد مصرف مى شود.