فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٥٧ -       الف ـ عوفيه     
مى شوند.[١] اگر گناه ارتكابى ازگناهانى باشد كه خداوند حكم شديدى درباره اش ندارد يا ما را از شدت آن آگاه نساخته است، در اين صورت آن شخص، مغفور است زيرا شايسته خداوند نيست كه احكامش را درباره گناهان از ما مخفى دارد و اگر اختفاء در اينجا جايز باشد در شرك هم جايز خواهد بود.[٢]
آنها معتقدند: چنانچه كسى در موضع حدود و قصاص توبه كند و يا بر ضرر خود شهادت دهد، مشرك مى شود و اگر به حدود و قصاص عليه خود اقرار كند، كافر مى شود. چون تنها كسى به حدود و قصاص محكوم مى شود كه او بر كفرش نزد خدا شهادت داده باشد.[٣]
اينها احكامى اند كه جميع فرقه هاى بيهسيه در آن مشتركند و خلاصه آن، دو چيز است:
١ ـ آنچه كه پيامبر آورده بايد تفصيلا شناخته شود.
٢ ـ مرتكب كباير مشرك است خصوصاً اگر در موضع حد باشد.
البته فرقه هاى ديگرى از بيهسيه هستند كه احكام مخصوص به خود را دارند و از جمله آنها به موارد زير اشاره مى كنيم:
الف ـ عوفيه: اينان دو گروهند:
گروهى از آن، مى گويند: ما از كسى كه دار هجرت را ترك كند يا از جهاد رو گرداند، بيزارى مى جوييم.
[١] اين با اصل اول ملازم است كه تحقق اسلام را مشروط به معرفت دين محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)مى دانست.
[١] منظورش آن است كه گناهان كبيره بر ما مخفى نيست چون اگر مخفى بودن آن بر ما جايز باشد مخفى بودن شرك نيز جايز خواهد بود.
[١] اين مبتنى بر آن است كه ارتكاب كبائر كفر باشد.