فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٤ - مقدمه مؤلف     
پس از رحلت آن بزرگوار - در حالى كه هنوز پيكرش به خاك سپرده نشده بود - دو دسته شدند. هر دو دسته در تمامى اصول متفق بودند ولى در مسأله خلافت و جانشينى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)نزاع داشتند اين دو دسته عبارت بودند از:
١ ـ گروهى كه خلافت را مخصوص شخص معين مى دانستند و مى گفتند: پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)در موارد زيادى و مناسبتهاى مختلفى بر خلافت و ولايت على تصريح نموده است كه بزرگترين و مشهورترين اين مناسبتها روز غدير است و آن وقتى بود كه پيامبر در سال دهم هجرت از حجة الوداع باز مى گشت و در جمع كثيرى از حجاج فرمود: «من كنت مولاه فهذا على مولاه، اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره و اخذل من خذله».
اين حديث در همه اعصار به حد تواتر بلكه بالاتر از تواتر رسيده است. صاحبان اين بينش، بزرگان و سران بنى هاشم مانند: عباس بن عبدالمطلب، عقيل بن ابى طالب و جماعت كثيرى از اصحاب مانند: سلمان فارسى، ابى ذر غفارى، مقدادبن اسود كندى، ابوتيهان، ابو ايوب انصارى و آن دسته از مهاجرين و انصارى بودند كه از على پيروى مى كردند و وصيت پيامبر اكرم را نسبت به وصى و جانشين او مرعى مى داشتند. اينان اركان اصلى شيعه و از مسلمانان اولين بودند و مانند عصر پيامبر به دين خود وفادار ماندند.