فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٣١ -       استفاده خوارج از آشفتگى اوضاع     
مردى در مكه قيام كرده است، بياييد به بيت الحرام رويم و اين مرد را ملاقات نماييم. اگر با ما هم عقيده بود در كنار او با دشمنان مى جنگيم و اگر عقيده اش مخالف عقيده ما بود با نيرويى كه در اختيار داريم او را از بيت الحرام مى رانيم و خودمان امور را بر عهده مى گيريم. آنگاه حركت كردند و نزد عبدالله بن زبير رفتند. ابن زبير از آمدن آنها اظهار خرسندى نمود و به آنان گفت كه با آنان هم عقيده است و بدون آنكه عقيده آنها را جويا شود، آنها را پذيرفت. از آن پس خوارج در كنار او مى جنگيدند تا اينكه يزيد بن معاويه مرد و شاميان مكه را ترك كردند. پس از آن، تعدادى از خوارج گردهم آمدند و گفتند: كارى كه تا ديروز مى كرديد كوركورانه و نادرست بود. در كنار مردى مى جنگيديد كه نمى دانستيد با شما هم عقيده است يا نه؟ تا ديروز او و پدرش با شما مى جنگيد و نداى خونخواهى عثمان را سر مى داد. پس بايد عقيده او را درباره عثمان جويا شويد. اگر از او بيزارى جست، او امير شماست و اگر امتناع ورزيد، دشمن شماست.
آنگاه نزد ابن زبير رفتند و گفتند: اى انسان! ما در كنار تو جنگيديم و از عقيده ات نپرسيديم. آيا تو از ما هستى يا از دشمنان ما و به ما بگو كه عقيده ات درباره عثمان چيست؟