فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٣ - مقدمه مؤلف     
پيامبر اكرم پس از آنكه تمامى تلاشش را براى وحدت امت و فشردگى صفوف آنها به كار بست، سرانجام در سال يازدهم هجرت به ديدار حق شتافت در حالى كه همواره آنان را به اين كلام خداوند متعال فرا مى خواند: (إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ).[١] همانطور كه آنها را به كلمه توحيد فرا مى خواند به توحيد كلمه و به فرمان خداوند متعال در قرآن حكيم كه فرمود: (وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعًا وَ لاَ تَفَرَّقُوا)[٢] و فرمود:(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ ...)[٣] و آيات ديگر از اين قبيل، دعوت مى نمود. پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)جامعه اسلامى را از تفرقه و پراكندگى بر حذر مى داشت و قوم گرايى و قوم پرستى را امر ناشايست مى دانست[٤] و خطاب به انصار مى فرمود: «خدا را! خدا را!. آيا به جاهليت مباهات مى كنيد در حالى كه من در بين شما هستم، آنهم پس از آنكه خداوند شما را به وسيله اسلام راهنمايى كرد و عزت بخشيد و با اسلام جاهليت را پايان داد و شما را از ظلمت كفر بيرون آورد و دلهايتان را بهم پيوند داد.»[٥]
متأسفانه! با همه اين تأكيدات و هشدارهاى شديد، مى بينيم كه مسلمانان
[١] انبياء: ٩٢ «اينك طريقه واحد و دين يگانه شما اسلام است و من آفريدگار شما هستم پس تنها مرا پرستش نماييد.»
[١] آل عمران: ١٠٣ «همگى با هم به ريسمان خداوند چنگ زنيد و از پراكندگى بپرهيزيد.»
[١] حجرات: ١٠ «مؤمنان برادر يكديگرند....»
[١] ابن هشام: السيرة النبوية ٣/٣٠٣.
[١] ابن هشام: السيرة النبوية ٢/٢٥٠.