فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٢٧ - سياست زياد براى نابودى خوارج     
بقيه فرقه ها از صفريه منشعب مى شوند.[١]
از كامل مبرد برمى آيد كه فرقه هاى اصلى آنها سه تا هستند كه عبارتند از ازارقه، اباضيه و بيهسيه و اما صفريه و نجديه پيرو عقايد ابن اباض هستند.[٢]
آنچه كه اشعرى درباره فرقه هاى اصلى خوارج بيان نموده، شايد درست تر باشد. و از بررسى مذاهب شان نيز چنين برمى آيد.
ما همان چهار فرقه اى را كه اشعرى نام برده است، ذكر مى كنيم و بيان ساير فرقه ها را به كتب مقالات و فِرَق، خصوصاً به مقالات اشعرى و الفرق بين الفِرَق بغدادى و ملل و نحل شهرستانى حواله مى دهيم. خوددارى ما از ذكر ساير فِرَق خوارج بدان خاطر است كه از آنها جز اباضيه كه عقايد نزديك به مسلمانان دارد، فرقه اى بر روى زمين باقى نمانده است و به خاطر همين عقايد آنها است كه ابوبيهس، نافع را افراطى و عبدالله بن اباض را تفريطى مى داند. در آينده افراط اول و تفريط دوم به حسب تعبير ابوبيهس، روشن خواهد شد و عبارت او در جاى خود خواهد آمد. جالب اينجاست كه اين فرقه ها همگى در يك زمان پديد آمده اند و در نتيجه، خوارج در يك زمان داراى چهار امام شدند كه هر كدام از آنها مردم را به سوى خود دعوت مى كردند.
تا زمان ابن زبير خوارج عقيده واحدى داشتند و پس از جدا شدن از او، چنانكه بعداً خواهيد دانست، بين ازارقه و نجديه اختلاف پديد آمد و دو فرقه با دو امام به وجود آمد.
خوارج تا زمان عبدالله بن زبير فقط چند اصل بسيط داشتند كه عبارت بود از:
[١] اشعرى: المقالات ١/١٠١. ٢ . مبرد: الكامل ٢/٢١٤.