فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢١٣ - ١٤ ـ قيام عروة بن اديّه     
را به تعقيب آنان فرستاد. جنگ بين طرفين درگرفت و شرطه ها شكست خوردند. (شرطه ها و در تعقيب شان خوارج) وارد بصره شدند. آن روز، روز عيد بود و مردم به شرطه ها پيوستند و با خوارج جنگيدند و آنان كشته شدند. طواف با شش نفر باقى ماندند. اسب او كه تشنه شده بود او را چموشانه به طرف آب كشيد و شرطه ها هم او را با تير زدند و از پاى درآوردند. سپس به دارش زدند. بعدها بستگانش او را دفن كردند.[١]
١٤ ـ قيام عروة بن أديّه:
عبيدالله بن زياد براى ديدن مسابقه اى كه خود ترتيب داده بود، بيرون شد. در اثناى كه او به انتظار سواركاران نشسته بود، مردم دورش جمع شدند. در بين آنان عروة بن اديّه بود. عروه رو كرد به ابن زياد و گفت: پنج چيز در امتهاى گذشته بود كه براى ما نيز هست (أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيع آيَةً تَعْبَثُونَ * وَ تَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ * وَإِذَا بَطَشْتُمْ بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ). [٢]
و دو خصلت ديگر را جرير (راوى) حفظ نكرده است. وقتى عروه اين را گفت، زياد خيال كرد او به تنهايى جرئت گفتن اين سخن را نداشته لابد گروهى از يارانش او را همراهى مى كنند. از اين رو از جا برخاست و مسابقه را ترك كرد. كسى به عروه گفت: چرا چنين كردى؟ بدان به خدا سوگند تو را خواهد كشت. عروه متوارى شد. ابن زياد در جستجويش برآمد. او وارد كوفه شد و در آنجا
[١] ابن اثير: الكامل ٣/٢٥٤.
[١] شعراء: ١٢٨ ـ ١٣٠ «آيا در سرزمين كاخ مى سازيد كه خود را سرگرم كنيد و آنها را محكم و استوار مى سازيد كه شايد براى هميشه در آن بمانيد و وقتى به ظلم و بيدادگرى دست مى زنيد كمال خشونت را به كار مى بريد.»