فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٠٩ - ١٠ ـ قيام قريب بن مره و زحاف طايى     
در سال ٤٥ هجرى زياد كه از طرف معاويه فرماندار بصره شده بود، آنجا را مركز خوارج يافت. آنها يكى پس از ديگرى اقدام به شورش كردند اما هيچ كدام به پيروزى نرسيدند.[١] به طور اجمال مهمترين آنها را ياد آور مى شويم:
٩ ـ قيام خطيم باهلى و سهم بن غالب هجينى:
سهم به سوى اهواز رفت و شورشى در آنجا به راه انداخت و تحكيم نمود (شعارِ خوارج را كه «حكميّت تنها از آن خداست» سرداد). بعد برگشت و مخفى شد و امان خواست اما زياد أمانش نداد و به جستجوى او پرداخت و سرانجام او را بازداشت كرد و به قتل رساند و جسد او را بر دروازه اش آويخت.
اما خطيم، زياد او را به بحرين تبعيد نمود و بعد دوباره آزادش گذاشت و او مراجعت نمود و چون دستورات، زياد را زير پا گذاشت زياد دستور قتل او را صادر كرد و جسدش را در ميان قبيله او (باهله) انداختند.[٢]
١٠ ـ قيام قريب بن مره و زحّاف طايى:
اين دو نفر در دوران امارت زياد بر بصره قيام كردند و متعرّض
مردم شدند; به پير مرد عابدى از بنى ضبيعه برخوردند و او را كشتند. مردى
از بنى قطيعه از طايفه أزد، شمشير به دست به جايى مى رفت. مردم او را از
پشت خانه هاى «حروريّه» ندا دادند: مواظب خودت باش! (قريب و
زحّاف و همراهانش) ندا دادند: ما «حروريّه» نيستيم; ما پاسبانان شهريم. آن
مرد ايستاد و آنها او را كشتند. پس از آن به هر قبيله اى كه مى رسيدند و هر
[١] طبرى: تاريخ ٤/١٧٢.
[١] طبرى: تاريخ ٤/١٧٢. ابن اثير: الكامل ٣/٢٢٥.