فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٥٩ - كلام ديگرى از امام درباره خوارج     
رو وقتى على(عليه السلام)شهيد شد و او با امام حسن صلح كرد و زمام امور را به دست گرفت، هرگز از قاتلين عثمان سخنى به ميان نياورد.
ابن ابى الحديد در شرح خود مى گويد:
مراد امام از اين كلام آن است كه خوارج در اثر شبهه اى كه آنها را فرا گرفت به گمراهى كشيده شدند. آنان دنبال حق و فى الجمله مقيّد به دين بودند و از عقيده اى كه داشتند دفاع مى كردند هر چند در اين عقيده دچار خطا شدند اما معاويه دنبال حق نبود. او باطل را دنبال مى كرد و از اعتقادى كه بر شبهه استوار كرده بود، دفاع نمى كرد و حالات او نشانگر همين معناست زيرا او از پيشوايان دين نبود. عبادت او معلوم نبود و حال درستى نداشت. مُترفى بود كه بيت المال را در راه خواسته ها و بسط قدرت خود صرف مى كرد. با آن پايه هاى قدرتش را استوار مى ساخت. تمامى حالات او گوياى آن است كه او از عدالت به دور بود و بر باطل پا مى فشرد. در چنين شرايطى براى مسلمانان جايز نبود كه از قدرت او دفاع نمايند. خوارج عليه او جنگيدند; گرچه اينان اهل ضلالت بودند ولى از معاويه بهتر بودند زيرا آنان نهى از منكر مى كردند و قيام عليه پيشوايان ستمگر را واجب مى دانستند.[١]