فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٥٣ - تلاش براى حفظ جان آنها     
مبرّد مى گويد: وقتى على(عليه السلام)در نهروان برابر آنان قرار گرفت، به سپاه خود دستور داد: تا آنان جنگ را آغاز نكرده اند شما آغاز نكنيد تا آنكه يكى از آنان بر سپاه على حمله كرد و سه نفر را از پا در آورد. على(عليه السلام)بر او حمله برد و او را از پاى درآورد ... تعداد هزار نفر به طرف ابو ايوب انصارى كه در ميمنه سپاه على بود، حمله كردند. على(عليه السلام)به يارانش فرمان داد: بتازيد بر آنان! به خدا سوگند ده نفر از شما كشته نخواهند شد و از آنان، تعداد ده نفر جان سالم بدر نخواهند برد. آنگاه بر آنان حمله برد و آسياب مرگشان را به چرخش درآورد. نه نفر از اصحاب على(عليه السلام)كشته شدند و هشت نفر از خوارج جان به در بردند.[١]
ابن اثير مى گويد: وقتى على به اصحابش فرمود: «دست نگهداريد تا آنان شروع كنند»، خوارج فرياد برآوردند: به سوى بهشت بشتابيد و حمله كردند. سواران على دو دسته شدند: دسته اى به طرف ميمنه و دسته ديگر به طرف ميسره حمله بردند. تيراندازان از رو به رو با تيرهاى خود از آنان استقبال كردند. سواران از ميمنه و ميسره بر مهاجمان تاختند. پياده ها با نيزه ها و شمشيرها آنها را در هم پيچيدند. چيزى نگذشت كه شكستشان دادند. قبل از ظهور خوارج، على به اصحابش خبر داده بود كه بعداً گروهى از دين خارج مى شوند و از آن بيرون مى روند مانند تيرى كه بر صيد نشيند و از آن بيرون رود. از علائم آن، مردى است كه يكى از دستانش معيوب است. اصحاب بارها اين را از امام شنيده بودند. امام
[١] مبرّد: الكامل ٢/١٣٩ ـ ١٤٠. طبرى: تاريخ ٦٣ ـ ٦٤. مسعودى: مروج الذهب ٣/١٥٧ او مى گويد: «از سپاه على٧ هفت نفر كشته شدند و از خوارج جز ده نفر زنده نماندند، فرجام آنها چنين شد در حاليكه آنها چهار هزار نفر بودند.» شايد كلمه استثناء «إلاّ» در عبارت مسعودى زايد باشد.