فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٧ - فرستادن افراد سرشناس براى بازگرداندن آنها از گمراهى     
حكم خدا حكم كرده باشند و وقتى مخالف حكم خدا حكم كنند من و شما تعهدى نسبت به آن نداريم و شما هم مى دانستيد كه حكم خدا به نفع من است؟ گفتند: آرى به خدا سوگند (چنين است). راوى مى گويد: در اين وقت ابن كواء نيز همراه آنان بود (و او مى گويد: اين گفتگو قبل از كشته شدن عبدالله بن خباب به دست آنها بود. او را بعداً در «كسكر» سر بريدند). آنها گفتند: تو با رأى ما درباره دين خدا حُكم كردى و ما هم اعتراف مى كنيم كه با اين رأى كافر شديم اما حالا توبه كرده ايم. پس تو هم مانند ما به كفرت اقرار و سپس توبه كن تا همراه تو به طرف شام حركت كنيم. امام فرمود: مگر نمى دانيد كه خداوند در اختلاف زن و شوهر به حكميت فرمان داد و فرمود: (فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا)[١] و نيز درباره صيدى نظير خرگوش كه توسط مُحرم شكار شده و ارزشش برابر نصف درهم باشد، فرمود: (يَحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْل مِنْكُمْ).
آنان به او گفتند: وقتى عمرو نخواست اسمت را در موافقتنامه بنويسد: «اين موافقتنامه بنده خدا، على امير المؤمنين است»، تو عنوان خلافت را از اسمت برداشتى و نوشتى: «على بن ابى طالب» و با اين كار، خود را از خلافت عزل كردى. امام فرمود: من به پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)اقتدا كردم آنگاه كه سهيل بن عمرو نگذاشت كه پيامبر بنويسد: «اين توافقنامه اى است كه محمد رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم)و سهيل بن عمرو نوشتند» و به پيامبر گفت: اگر من به پيامبرى تو اعتراف داشتم مخالفتت نمى كردم اما من به خاطر بزرگى تو نزدت آمده ام. پس بنويس: «محمد بن عبدالله». آنگاه پيامبر به من فرمود: يا على! «رسول الله» را پاك كن. من عرض كردم: يا رسول الله! من به خودم اجازه نمى دهم كه نبوت را از اسمت پاك كنم.
[١] نساء: ٣٥ «يك نفر از طرف زن و يك نفر از طرف مرد به عنوان حكم بين آنها تعيين كنيد.»