فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٣ - ج كشتن بى  گناهان     
آنان. واصل مى گويد: من و همراهان پذيرفتيم. آنان گفتند: بياييد با ما كه شما برادران ما شديد. واصل گفت: بايد ما را به مأمنمان برسانيد زيرا خداوند متعال مى فرمايد: (وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلاَمَ اللهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ) .[١]
به يكديگر نگاهى كردند، آنگاه گفتند: شما را مى رسانيم. آن وقت همگى با آنها آمدند تا آنها را به جاى أمنى رساندند.[٢]
با اين همه، عبدالله بن خباب بن ارت را ـ چنانكه شرحش در فصل آينده خواهد آمد ـ كشتند و شكم زن باردارش را شكافتند.
اما امام سياست خردمندانه اى را در قبال كارهاى آنان قبل از آنكه آنها به تحركات نظامى متوسل شوند، در پيش گرفت كه قبل از اين با كليات آن آشنا شديد و اينك بار ديگر بدان اشاره مى شود تا مقدمه اى براى شرح و تبيين قرار گيرد:
١ ـ امام موضعش را در مسأله تحكيم روشن ساخت و بيان نمود كه او به آن راضى نبوده و با اجبار بر او تحميل شده است.
٢ ـ با آنان مانند ساير مسلمانان رفتار نمود.
٣ ـ افراد سرشناسى را براى بازگرداندنشان از جاده ضلالت نزد آنها
[١] توبه: ٦ «اگر يكى از مشركين به تو پناه آورد پناهش ده تا كلام خدا را بشنود آنگاه او را به مأمنش برسان.»
[١] مبرّد: كامل ٢/١٢٢ چاپ مكتبة المعارف بيروت و ابن ابى الحديد: شرح نهج البلاغه ٢/٢٨١. ابن ابى الحديد مبرد را با خوارج هم عقيده مى داند اما من الكامل او را تفحص نمودم ولى چيزى بر اين مدعا نيافتم جز آنكه مبرد تاريخ آنها را بازگو نموده و در بعض موارد هم آنان را تقبيح نموده است.