ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٠٥ - ٢ - عبارت و الله سبحانه القيامة،
ايشان گردد. و با عبارت: فانّ ... مقتله، بر اين مطلب توجه داده است كه يك نوع زدن با دست كه به آن وكز يعنى زدن با تمام كف دست، مىگويند، گاهى باعث قتل مىشود، و احتمال قتل در آن حتمى است.
(٦٩٥٣٩- ٦٩٥١٣) بيست و ششم: از خود پسندى و اعتماد به چيزى كه او را به خود پسندى بكشاند و همچنين از دوست داشتن ستايش زياد، برحذر داشته است. دو مورد آخرى باعث دوام خودپسندى و ريشه آنند. و از هر سه مورد با عبارت: فانّ ذلك ... المحسنين، او را بر حذر داشته است: جمله: و فى نفسه، متعلق به «أوثق» است. دو احتمال در اينجا وجود دارد:
١- چون خود پسندى از موارد هلاكت است، نيكى نيكوكاران، با وجود آن بىفايده است بنا بر اين اگر شيطان فرصتى به دست آورد، و خود پسندى را براى انسان جلوه دهد و او هم باور كند هر چه احسان كرده، بتمام از بين مىرود.
٢- شخص خودپسند- هر كس هر احسانى هم نسبت به او كند- احسان تلقى نمىكند و در نتيجه خودپسندى وى باعث ناديده گرفتن احسان كسى مىشود كه به او نيكى كرده است. و چون منشأ خودپسندى، شيطان است، نابود كننده نيكى نيكوكاران نيز، شيطان خواهد بود، از اين رو، امام (ع) اين عمل را عمل شيطانى دانسته و دورى از آن را لازم شمرده است.
(٦٩٥٨٧- ٦٩٥٤٠) بيست و هفتم: از سه صفت ناپسند او را بر حذر داشته است:
١- از منّت گذاردن بر سر رعيت در برابر احسانى كه به آنان مىكند.
٢- بزرگ جلوه دادن كارى كه در باره مردم انجام داده است، يعنى احسانى را كه نسبت به مردم كرده است بيش از آنچه هست به خود نسبت دهد.
٣- مبادا به مردم وعدهاى بدهد كه وفا نكند.
آن گاه وى را از منّتگذارى بر حذر داشته است با اين عبارت: فانّ المنّ يبطل الاحسان (زيرا منّت گذارى نتيجه احسان را از بين مىبرد) و اين سخن