ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٩٣ - شرح
مسموع، همان شنيدههاى از دانشمندان است، زيرا كسى كه چنين استعدادى را ندارد، سودى از شنيدههاى خود از علوم نمىبرد و از دستاورد خود بهرهمند نمىشود.
بعضى گفتهاند مقصود از علم مطبوع آن اصولى است- مانند توحيد و عدالت خدا- كه انسان به طبيعت عقل و فطرت مىداند، و علم مسموع، علوم شرعى است كه نسبت به اصول عقلى و فطرى، به منزله فرع است، زيرا فرع بدون اصل سودى ندارد.
(٣٣٢٢) ٣٢٢- امام (ع) فرمود:
صَوَابُ الرَّأْيِ بِالدُّوَلِ- يُقْبِلُ بِإِقْبَالِهَا وَ يَذْهَبُ بِذَهَابِهَا (٨٢٩٩٧- ٨٢٩٩٠)
[ترجمه]
«درستى انديشه بستگى به دارائيها دارد، با آمدن آنها مىآيد و با رفتن آنها مىرود».
[شرح]
(٨٢٩٩٧- ٨٢٩٩٠) يعنى لازمه داشتن دارايى و ثروت انديشه درست است. زيرا لازمه خوشبختى كاملى كه همراه داشتن دارايى است آن است كه انديشه درستى در كار باشد تا آن را اداره كند و از طرفى همان خوشبختى و دارايى وسيله و زمينه است براى گزينش درستترين انديشه، پس انديشه درست با وجود دارايى- كه زمينهساز است- فراهم مىآيد، و با از دست رفتن دارايى، انديشه درست نيز مىرود، هر چند كه به ظاهر، انديشه صحيح باشد.
(٣٣٢٣) ٣٢٣- امام (ع) فرمود:
الْعَفَافُ زِينَةُ الْفَقْرِ وَ الشُّكْرُ زِينَةُ الْغِنَى (٨٣٠٠٧- ٨٣٠٠١)
[ترجمه]
«پاكدامنى زينت تنگدستى، و سپاسگزارى زينت توانگرى است».
[شرح]
(٨٣٠٠٧- ٨٣٠٠١) پاكدامنى فضيلتى براى قوه شهويّه است و پيداست كه پاكدامنى زينتى