ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٨١ - شرح
يك زمان از دو لذّت برخوردار شود، بلكه تا از لذّت نخست فارغ نشود و به لذّت جديد توجّه نكند، اين لذّت را درك نمىكند.
(٧٨٥٦٣- ٧٨٥٥٣) ٥- با روزى از عمر خود روبرو نمىشود، مگر اين كه از روز ديگر عمرش جدا بشود، زيرا طبيعت زمان گذشت و سيلان است. [١].
(٧٨٥٦٦- ٧٨٥٦٤) ٦- ما خود، به مرگهايمان كمك مىكنيم، از آن رو كه هر دمى و حركتى از آدمى باعث نزديك شدن او به مرگ است گويى او خود به طرف مرگش مىشتابد و به آن كمك مىكند.
(٧٨٥٧٠- ٧٨٥٦٧) ٧- جانهاى ما در معرض نابوديهاست، كلمه «نصب» به معنى «منصوب» مانند غرض كه به معنى مغروض [مصدر به معنى مفعول] است.
(٧٨٥٩٥- ٧٨٥٧١) ٨- استفهام در مورد جاودانگى، استفهام انكارى است، انكار وجود بقاء با وجود زمان كه روشش آن است كه چيزى را بالا نمىبرد، و هيچ پراكندهاى را جمع نمىكند، مگر اين كه بر خرابى آن ساخته و پراكندن آن جمع، دوباره اقدام فورى مىكند، يعنى براى حالت دوّم نيز مثل اوّلى زمينهساز است.
(٣١٧٨) ١٧٨- امام (ع) فرمود:
يَا ابْنَ آدَمَ مَا كَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِكَ- فَأَنْتَ فِيهِ خَازِنٌ لِغَيْرِكَ (٧٨٦٠٩- ٧٨٥٩٩)
[ترجمه]
«اى پسر آدم در آنچه بيش از روزى است كسب كنى، ذخيرهدار ديگران هستى».
[شرح]
(٧٨٦٠٩- ٧٨٥٩٩) زيرا زياده بر قوت كسب كردن، اما به مقدار نياز صرف كردن و اندوختن ما زاد بر آن، نه تنها سودى به حال شخص ندارد بلكه براى اندوخته كننده زيان
[١] زمان به اين معنى از نظر منطقى از انواع كم غير قار الذّات است و تا جزئى منقضى نشده جزء ديگرى نيايد- م.