ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٤٣ - ٣٣٨٠ ٣٨٠ - از امام(ع) وقتى كه در باره معناى«لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم» پرسيدند، فرمود
[لغت]
(شكير): جوجه پيش از پر در آوردن
[ترجمه]
«پيش از پر در آوردن پرواز كردى و در خردى بانگ برآوردى».
[شرح]
(٨٥٠٧٧- ٨٥٠٣٠) كلمه «شكير» و كلمه «سقب» را به جهت كم ارزشى او به خاطر سخنى كه در محضر امام گفته بود، و صفت پرواز كردن و بانگ برآوردن را به خاطر گفتن چنين سخنى كه بيجا بوده و او شايستگى گفتنش را نداشته است- براى آن شخص استعاره آورده است- همان طورى كه پرواز در شأن جوجه پر در نياورده، و بانگ بر آوردن در خور كودك نمىباشد.
(٣٣٧٩) ٣٧٩- امام (ع) فرمود:
مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ خَذَلَتْهُ الْحِيَلُ (٨٥٠٨٦- ٨٥٠٨١)
[ترجمه]
«هر كس به چند كار دست بزند چاره سازى را از دست بدهد».
[شرح]
(٨٥٠٨٦- ٨٥٠٨١) متفاوت: كارهاى مختلف مانند چند كار ناجور، يا كارهايى كه از نظر عرف و عادت با هم جور در نمىآيند.
صفت خوار ساختن را براى چاره سازيها از آن جهت استعاره آورده است كه شخص نمىتواند آن كارهاى مختلف را انجام دهد، و جمع بين آنها و بين كارى كه مورد هدف اوست ممكن نيست.
(٣٣٨٠) ٣٨٠- از امام (ع) وقتى كه در باره معناى «لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم» پرسيدند، فرمود:
إِنَّا لَا نَمْلِكُ مَعَ اللَّهِ شَيْئاً وَ لَا نَمْلِكُ إِلَّا مَا مَلَّكَنَا- فَمَتَى مَلَّكَنَا مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنَّا كَلَّفَنَا- وَ مَتَى أَخَذَهُ مِنَّا وَضَعَ تَكْلِيفَهُ عَنَّا (٨٥١٢٩- ٨٥١٠٣)