ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٤٦ - شرح
نيستند. آن گاه هر قسمى از اقسام سه گانه را به صفتى وابسته ساخته است.
دسته اول- عالم، را به صفت ربّانى- منسوب به پروردگار متعال، بر خلاف قاعده و بر غير قياس، نسبت به رب، ربانى- وصف نموده است، يعنى عالمى كه با پروردگارى خدا آشنا و عارف به خداى تعالى است، الف و نون را براى مبالغه در نسبت زياد كردهاند. خداوند مىفرمايد! كُونُوا رَبَّانِيِّينَ [١]. بعضى گفتهاند: از آن جهت به اين نام ناميده شدهاند كه دانشهاى كوچك را پيش از علوم سطح بالا به دانش آموزان، تعليم مىدهند و نيز گفته شده است كه چون آنان علم را اصلاح مىكنند و از خطا و اشتباه مبرّا مىسازند.
دسته دوم: دانشجو كه امام (ع) او را به صفت در راه نجات بودن وصف كرده است. چون علم وسيله نجات و رستگارى در عالم آخرت است و دانشجو در راه تحصيل علم، در حقيقت در راه نجات حركت مىكند تا به وسيله دانش بدان هدف نهايى برسد.
دسته سوم- عوام و ساده لوحانند كه امام (ع) آنان را با چند صفت تعريف كرده است:
١- كلمه همج، مگس خرد را به جهت حقارت و بىارزشى براى آنان استعاره آورده است.
٢- آنان را به ساده لوح بودن و تازهكارى، معرفى كرده است. زيرا اين دو صفت ممكن است از نادانى سرچشمه گرفته باشد.
٣- پيرو هر صدايى بودن، به ملاحظه شباهت داشتن به گوسفندان در غفلت و نادانى.
٤- با اين توصيف كه آنان با هر بادى روانند، از ناتوانى ايشان در ثبات و
[١] سوره آل عمران (٣) آيه (٧٩) يعنى: خداشناس باشيد.