ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٠ - شرح
طور كه شايسته است در راه خدا جهاد كن، و در راه خدا از سرزنش ملامتگران باكى نداشته باش، و براى حق هر جا كه باشد سختيها را تحمل كن، در احكام دين بصير و آگاه باش، و خود را بردبارانه بر ناملايمات عادت ده، نيكو صفتى است شكيبايى در راه حق، و در همه كارها خود را به خدا واگذار، زيرا در آن صورت به پناهگاهى پناه بردهاى كه نگهبان تو نگهدارى تواناست و در درخواست خود، تنها از پروردگار مسألت نما، زيرا بخشش و يا محروم ساختن به دست اوست، و از خداوند بسيار طلب خير و نيكى كن، وصيّت مرا خوب درك كن، و از آن روى مگردان، زيرا نيكوترين سخن گفتارى است كه سود دهد، و بدان كه دانش بىفايده را خيرى نيست، و از علمى كه شايسته آموختن نيست فايده و منفعتى عايد نمىشود.»
[شرح]
(٦٠١٩٠- ٦٠١٨٥) اين همان هنگامى است كه شروع كرده است تا آنچه را مىخواهد وصيّت كند. اين بخش از وصيّت مشتمل بر چند مطلب است:
اوّل: تقواى الهى، كه قبلا حقيقت تقوى را دانستى و ممكن است در اينجا مقصود از تقوى، ترس از خدا باشد.
(٦٠١٩٣- ٦٠١٩١) دوم: سر به فرمان او نهادن كه خود لازمه تقوا داشتن است.
(٦٠١٩٧- ٦٠١٩٤) سوم: خانه دل را با ياد خدا آباد ساختن. لفظ العمارة استعاره براى كامل ساختن قلب با ياد خدا و ذكر فراوان اوست، زيرا كه ذكر خدا روح عبادات و كمال نفس است، همان طور كه آبادى منزل، كمال آن است و كمال نفس در ضمن ذكر مداوم است، به دليل آيه مباركه: وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ^ [١].
(٦٠٢١٤- ٦٠١٩٨) چهارم: چنگ زدن به ريسمان او. لفظ الحبل را استعاره آورده است براى آنچه از امور دين كه به آن دست مىيابد. و چنگ زدن به آن مانند ريسمانى
[١] سوره جمعه (٦٢) آيه (١٠). يعنى: خدا را فراوان ياد كنيد تا شايد رستگار شويد.