ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٦٧ - ترجمه
[شرح]
(٨٢٠٤٢- ٨٢٠٣١) امام (ع) از همنشينى احمق به وسيله قياس مضمرى بر حذر داشته است كه صغراى آن جمله «فانّه ...» است. توضيح آن كه شخص احمق به دليل حماقتش معتقد است كه از نظر نفسانى كامل و تمام كارهايش شايسته است و بايد از او پيروى كرد و كارهاى خود را جلوه مىدهد و از همنشينش مىخواهد تا مثل او باشد، و او را بر اين كار دعوت مىكند.
كبراى مقدّر آن نيز چنين است: پس هر كس چنين باشد، همنشينى با او جايز نيست.
(٣٢٧٨) ٢٧٨- از امام (ع) در باره مسافت بين خاور و باختر پرسيدند، فرمود:
مَسِيرَةُ يَوْمٍ لِلشَّمْسِ (٨٢٠٥٧- ٨٢٠٥٥)
[ترجمه]
«به اندازه گردش يك روز خورشيد است».
[شرح]
(٨٢٠٥٧- ٨٢٠٤٣) اين پاسخ، پاسخ روشن و قانع كنندهاى است، و هدف فن خطابه نيز همان قانع ساختن است، امّا اثبات مسافت ما بين شرق و غرب با توجه به تعيين مساحت زمين و يا منظومه شمسى، كارى است مربوط به علم هيأت، و شايد امام (ع) از چنان پاسخى خوددارى كرده است به خاطر اين كه بعضى از عوام مردم آن را بعيد مىشمردند و ما عقيده نداريم كه امام (ع) نمىدانسته است.
(٣٢٧٩) ٢٧٩- امام (ع) فرمود:
أَصْدِقَاؤُكَ ثَلَاثَةٌ صَدِيقُكَ- وَ صَدِيقُ صَدِيقِكَ وَ عَدُوُّ عَدُوِّكَ- وَ أَعْدَاؤُكَ ثَلَاثَةٌ عَدُوُّكَ- وَ عَدُوُّ صَدِيقِكَ وَ صَدِيقُ عَدُوِّكَ (٨٢٠٨٢- ٨٢٠٦١)
[ترجمه]
«دوستانت سه دستهاند، و دشمنانت نيز سه گروهند. اما دوستانت دوست خودت و دوست دوستت، و دشمن دشمن تو مىباشند، و امّا دشمنانت: دشمن تو