ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٦٣ - شرح
حل نشود، هر چند كه بعد خواستهاش روا شد ستوده نخواهى بود.
بر آنچه از مال خدا نزد تو جمع مىشود به دقت توجه كن و از آن به افراد عائلهمند و گرسنگانى كه نزد تو هستند بده و به آنان كه تهىدست و نيازمندند برسان و آنچه را كه افزون بود نزد ما بفرست تا بين كسانى كه نزد مايند تقسيم كنيم.
به مردم مكه دستور بده تا از هيچ فردى كه در آن جا فرود مىآيد اجرتى نگيرند، زيرا خداوند سبحان مىفرمايد: سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ [١]. عاكف يعنى كسى كه ساكن مكه است و بادى آن كه به حج مىرود و اهل آن جا نيست خداوند ما و شما را به كارهاى شايسته كه خود دوست دارد موفق كند، درود بر كسانى كه شايستهاند».
[شرح]
در اين نامه چند مطلب است.
(٧١٧٤٦- ٧١٧٤٢) ١- امام (ع) او را مأمور ساخته است تا حج را با مردم به جا آورد و مردم را وادار به انجام اعمال حج كند، و به نادانان كيفيّت حجّ را بياموزد، و با آنها انجمن كند.
(٧١٧٥٠- ٧١٧٤٧) ٢- ايام اللّه را به خاطر آنها بياورد، يعنى مجازاتى را كه به پيشينيان رسيده از كسانى كه سزاوار عذاب شدند خاطرنشان سازد تا به وسيله اطاعت امر خدا از امثال آن مجازات دورى كنند، و از آن مجازات تعبير به ايام اللّه كرده است از باب اطلاق نام متعلّق بر متعلّق.
(٧١٧٦٢- ٧١٧٥١) ٣- هر دو وقت با آنها بنشيند، يعنى صبح و شام، چون بهترين اوقات در حجاز اين دو وقت است، و به مهمترين فايده نشست در اين دو وقت يعنى فائده علم اشاره كرده است، و راههاى نياز مردم را به او منحصر كرده و به وى دستور مسدود كردن اين راهها را نيز داده است توضيح انحصار، اين است كه
[١] سوره حج (٢٢) آيه (٢٥) يعنى: در آن، مردم اهل آن جا و غريبه يكسانند.