ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٠١ - شرح
بگو! من گمان كنم كه عقل تو برابر عقل همه رعيّت بلكه هنوز بيشتر است، او در جواب گفت: چيزى كه در پيشرفت كارها اثر زيانبخشى دارد، برگشتن راه و روش پادشاه نسبت به ملّت، و روا داشتن ظلم و جور بر آنهاست انوشيروان گفت:
رحمت خدا بر پدرت با اين عقل، تو پادشاهان را شايسته آن ديدى كه آنها تو را بدان شايسته ديدند، و آن درّ را به وى داد و او گرفت در دهان خود نهاد.
(٦٢٧٤٥- ٦٢٧٣٦) بيست و ششم: او را توصيه كرده است كه اگر قصد رفتن به راهى را دارد، از احوال رفيقى كه در آن راه است جويا شود به اين منظور كه اگر او شخص بدى است از او دورى كند، و اگر فرد خوبى است با او همراه شود. زيرا همراه يا صميمى و خالص است و يا چون آتشى سوزان است، و همچنين، موقعى كه قصد سكونت در منزلى را دارد، به خاطر همان منظور، از همسايه جويا شود. اين مطلب را به صورت روايت مرفوعه [١] نقل كردهاند.
(٦٢٧٥٩- ٦٢٧٤٦) بيست و هفتم: او را از گفتن سخن مضحك، از خود يا از قول ديگران، بر حذر داشته است از آن رو كه اين كار باعث خوارى و كاستى هيبت و شكوه انسان در برابر ديگران است.
(٦٢٨٥٠- ٦٢٧٦٣) بيست و هشتم: او را در مورد زنان به چند چيز سفارش كرده است:
اوّل: زنهار از مشورت با آنها، و بر ضرورت اين زنهار به وسيله قياس مضمرى توجّه داده است كه صغراى آن عبارت: زيرا انديشه آنان ... سست است مىباشد. از آن رو كه در خردهايشان كاستى است، و كبراى مقدّر آن نيز چنين است: و هر كه چنين باشد شايسته است از مشورت با او پرهيز شود، زيرا سستى اراده باعث اشتباهكارى و نرسيدن به جهت مصلحت در مورد مشورت است.
دوم: چشمهاى آنان را به وسيله حجاب و پوشش از ديدار نامحرمان
[١] روايت مرفوعه روايتى است كه اسامى راويان آن در سلسله سند ذكر نشده و نام برده نشدهاند- م.