ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٨٢ - شرح
لازم است، و اين آمادگى نيز متوقّف است بر نابودى موانع برونى و درونى بنا بر اين براى رياضت و تربيت نفس سه هدف وجود دارد:
١- ناديده گرفتن و بىاثر شمردن هر چه را كه مورد علاقه و دوست داشتنى است، يعنى همه موانع خارجى، به جز ذات حق تعالى.
٢- واداشتن نفس امّاره به پيروى از نفس مطمئنّه، تا اين كه دو قوّه تخيّل و توهّم را از عالم پست حيوانى به جانب كمال بكشاند، و ديگر قوا نيز از آنها دنباله روى كنند، در نتيجه انگيزههاى حيوانى يعنى موانع داخلى برطرف شوند.
سوم: بيدارى دل و توجّه قلب به بهشت برين، براى تحمّل سختيهايى كه از جانب حق مىرسد و آمادگى براى پذيرش آنها.
پارسايى واقعى يعنى دورى قلب از متاع دنيا و خوشيها و لذايذ آن براى وصول به هدف اوّل مىتواند ما را يارى كند. و همچنين عبادت آميخته با انديشه و تفكّر در ملكوت آسمان و زمين و مخلوقات خدا و عظمت آفريدگار پاك و كارهاى شايسته با نيّت خالص براى رضاى خدا به هدف دوم كمك مىكند.
امام (ع) به جاى تقوايى كه نفس خود را به آن تربيت كرده و خو داده است، اين امور معيّن و وسايل مقدّماتى را نام برده است، و به جاى هدف نهايى تربيت، يعنى كمال حقيقى و لذّت مربوط به آن، به ذكر بعضى از لوازم آن توجّه داده است يعنى همان كه نفس آدمى از ناآرامى روز قيامت در امان باشد و در لبههاى پرتگاه يعنى صراط مستقيم استوار بماند، و انگيزههاى مختلف، آن را به سمت درهاى جهنّم و پرتگاههاى هلاكت نكشاند. كلمه مزالق را استعاره آورده است براى لغزشگاههايى كه پاى خرد در راه سير الى اللّه در آن بلغزد و تمايلات شهوت و غضب انسان را به سمت پستيها و صفات زشت سوق دهد.
(٦٤٨٨٢- ٦٤٧٨٩) دهم: بر اين مطلب توجه داده است كه پارسايى وى در دنيا و بسنده كردنش به دو جامه كهنه و دو قرص نان، و رها كردن جز آنها، به دليل ناتوانى از