ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٣٤ - شرح
معنايى كه قبلا ذكر كرديم [١].
آنچه را كه سيّد نقل كرده است- همان طورى كه خود او نيز مىگويد- با گفتار عرب تناسب بيشترى دارد جز اين كه نصّ الحقاق استعاره است، نه تشبيه، هر چند كه اساس استعاره نيز بر تشبيه استوار است. عصبة، يعنى: فرزندان و خويشاوندان پدرى، از آن رو عصبه گفتهاند كه آنان اطراف اويند و وابسته به او مىباشند. بعضى گفتهاند: ممكن است، مقصود از نصّ ارتفاع باشد، گفته مىشود: نصّت الضّبة رأسها، وقتى كه سوسمار سر خود را بلند كند. و از همان ريشه است: منصّة العروس [حجله عروس] براى اين كه عروس بالاى حجله مىرود، و امكان دارد كه كلمه حقاق را استعاره براى پستانهاى كوچك آورده باشد، آن گاه كه برجسته و بالا آمده گردد و به صورت يك حقّه در آيد، يعنى وقتى كه پستان دختران در آن حدّ بالا آمد خويشان پدرى سزاوارترند تا مادر، چون وقت درك آنهاست و نشانه شايستگىشان براى همسرى.
(٤٠٠٥) ٥- در سخنى از امام است:
إِنَّ الْإِيمَانَ يَبْدُو لُمْظَةً فِي الْقَلْبِ- كُلَّمَا ازْدَادَ الْإِيمَانُ ازْدَادَتِ اللُّمْظَةُ (٨٠٥٢٥- ٨٠٥١٥)
[ترجمه]
«ايمان در دل همچون نقطه سفيدى پديد آيد، هر چه ايمان بيشتر شود آن نقطه بزرگتر گردد».
[شرح]
(٨٠٥٢٥- ٨٠٥١٥) لمظة: نقطهاى از سفيدى يا چيزى مانند آن است و از همين ريشه است كه مىگويند:
[١] تا اينجا ظاهرا شرح سيّد رضى- رحمة اللّه عليه است، همان طورى كه از گفتار شارح نيز چنين بر مىآيد، و امّا از اينجا ببعد، سخن شارح است- م.