ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٠٢ - ٢ - عبارت و قد جعل جواره و امنا
بر خداست، از چهارمين مقدمه اين نتيجه گرفته مىشود: پس شخص نگونبخت آن كسى است كه پيمانشكن و فريبكار است. و ممكن است مقدّمه صغرا چنين باشد: زيرا آن عمل، گستاخى بر خدا و باعث بدبختى است، و كبراى مقدّر نيز چنين است: و هر چه آن طور باشد، اجتناب از آن ضرورى و لازم است. به اين ترتيب از اوّل به نتيجه مورد نظر مىرسيم.
(٦٩٣٤٦- ٦٩٣١٧)
٢- عبارت: و قد جعل ... جواره و امنا
يعنى: خداوند عهد و پيمان را ...
محل امنى براى زيستن در سايه لطف خود قرار داده است. لفظ: «الحريم» را استعاره براى عهد و پيمان آورده و با كاربرد كلمه: «السكون» به طور استعاره ترشيحى به برخوردارى بنده از نعمت و بهرهبردارى از جوار رحمت او اشاره نموده، و بدين وسيله بر جهت استعاره كه همان اعتماد و اطمينان به خدا و در امان ماندن از فتنه است، توجّه داده، و حريم را به نوعى مانع تشبيه كرده است، و اين سخن به منزله صغراى قياس مضمرى است كه كبراى آن مىشود: و هر چيزى كه آن چنان باشد، شكستن آن و فريبكارى در آن روا نيست.
(٦٩٣٥٣- ٦٩٣٤٧) نوزدهم: او را از انعقاد قرار دادى كه راههاى عذر و بهانه در آن باز باشد، يعنى پىآمدهاى ناروا داشته باشد نهى كرده است. و اين كنايه از دستور به استوار نمودن قرار دادهاست.
(٦٩٣٦٣- ٦٩٣٥٤) بيستم: او را از اعتماد بر گفتار مبهم، در سوگندها و پيمانها، پس از آن كه پيمان محكم و استوارى از ديگرى گرفته و يا شخص ديگر چنين پيمان محكمى با او بسته است، منع كرده است و نمونه گفتار دو پهلو و مبهم، سخنى است كه طلحه و زبير در بيعت خود با على (ع) در لفافه و از سر تزوير بيان كردند. يعنى نه از خودت بايد چنين كارى سر بزند و نه به ادّعاى ديگران توجّه داشته باش.
(٦٩٤٠٧- ٦٩٣٦٤) بيست و يكم: او را نهى كرده است از اين كه تنگناى كار مربوط به پيمان