ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٩٤ - شرح
آن گاه امام (ع) به تشبيه و تمثيل خود به حيوان چرنده و گله گوسفند پرداخته است، با اين فرض كه او نيز حالتى مانند اين حيوانات داشته باشد و هدفش از دنيا همان هدف باشد. البته اين مطلب را به عنوان انكار از اين كه آن بزرگوار نسبت به نفس خود چنان حالتى را بپسندد. اصل در اين تمثيل حيوان چهارپاست، و فرع آن بزرگوار است. و چون اصل مورد قياس نسبت به انسان كامل در نهايت پستى بوده چنين تشبيهى باعث نفرت زيادى نسبت به صفاتى است كه تشبيه مستلزم داشتن آن صفات است.
عبارت امام (ع) قرّت اذن عينه- يعنى در چنين حالتى چشمش روشن!- جمله خبرى در معرض انكار و به مسخره گرفتن چنان لذتى است همانند آيه مباركه: ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ [١] (٦٥٢٦٢- ٦٥١٩٦) هيجدهم: امام (ع) توجه داده است كه اگر نفس داراى صفات نام برده باشد، سزاوار آن است كه گفته شود، خوشا به حال او! و بيشترين صفات پسنديده را در چنان نفسى جمع كرده است:
اوّل- اداى فرمان واجب خداوند و آنچه را كه خداوند بر او فرض دانسته است.
دوم- عبارت: و عركت بجنبها بؤسها [در سختيها بردبار و نستوه باشد]، كنايه از پايدارى در برابر ناگواريهاست. مىگويند: عرك فلان بجنبه الاذى، هر گاه كسى را كه باعث اذيّت اوست ناديده گرفته و در برابر آزار او شكيبا باشد.
و اين عمل خود مستلزم شمارى از فضايل اخلاقى از قبيل: بردبارى، بخشندگى، گذشت، چشمپوشى، و فروخوردن خشم، و همچنين تحمّل ناراحتى، پاكدامنى و امثال اينهاست.
[١] سوره دخان (٤٤) آيه (٤٩) يعنى: بچش عذاب دوزخ را كه تو بسيار عزيز و گرامى هستى.