ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦١١ - ٣٢٢٢ ٢٢٢ - امام(ع) فرمود
[شرح]
(٧٩٥٦٣- ٧٩٥٢٦) خصلتهاى سهگانه مورد ذكر هر سه براى مردان رذايل و ناروايند در صورتى كه براى زنان فضيلتند. و علت اين كه صفات مزبور فضيلت محسوب مىشوند، همان است كه امام (ع) نقل فرمودند.
مزهوّة، يعنى: گردنفراز، از مصدر زهو جز به معنى مفعولى، فعلى از آن ساخته نشده است. گفته مىشود: زهى الرّجل، و زهيت المرأة فهى مزهوّة.
(٣٢٢١) ٢٢١- از امام (ع) پرسيدند خردمند كيست؟ آن گرامى فرمود:
هُوَ الَّذِي يَضَعُ الشَّيْءَ مَوَاضِعَهُ- فَقِيلَ فَصِفْ لَنَا الْجَاهِلَ فَقَالَ قَدْ فَعَلْتُ (٧٩٥٨٣- ٧٩٥٧٢)
[ترجمه]
«خردمند كسى است كه هر چيزى را به جاى خود قرار دهد.»
گفتند: نادان را براى ما تعريف كنيد؟
فرمود: «تعريف كردم».
[شرح]
(٧٩٦٠٤- ٧٩٥٦٤) سيد رضى مىگويد: معنى اين جمله امام (ع) آن است كه: جاهل كسى است كه هر چيز را به جاى خود نگذارد، پس گويا بيان نكردن صفت نادان، خود توصيف اوست، زيرا صفت او بر خلاف صفت داناست.
امام (ع) خردمند را به وسيله يكى از ويژگيهايش تعريف كرده است، و چون نادان، فاقد ويژگى داناست، پس تعريف نادان نقطه مقابل ويژگى خردمند، و در مقايسه با او همين نداشتن صفت خردمند، خود، يكى از ويژگيهاى نادان است.
(٣٢٢٢) ٢٢٢- امام (ع) فرمود:
وَ اللَّهِ لَدُنْيَاكُمْ هَذِهِ- أَهْوَنُ فِي عَيْنِي مِنْ عُرَاقِ خِنْزِيرٍ فِي يَدِ مَجْذُومٍ (٧٩٦٢٠- ٧٩٦٠٨)