ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٣١ - شرح
قبيل نيازردن مردمان و خوددارى از شرارت سفارش كردهام، و من از بدرفتارى سپاه با شما و آنان كه در ذمّه شمايند بيزارم، مگر كسى از سپاهيان كه گرسنه و درمانده شود و براى سير شدن راه چارهاى نداشته باشد. بنا بر اين شما برحذر داريد و هر كس از سپاهيان كه از روى ستم به مال مردم دستدرازى كند، مجازات كنيد، و همچنين نادانانتان را از آزردن افراد گرسنهاى كه استثنا كردم بازداريد، من خود در پس سپاه هستم، اگر ستمهايى از طرف آنها به شما رسيد و مشكلى از جانب ايشان متوجه شما شد كه نتوانستيد جز به يارى خدا و مراجعه به من آنها را باز داريد، گزارش دهيد تا من به كمك و يارى خدا آن را به سامان رسانم».
[شرح]
(٧٠٥٨١- ٧٠٥٠٩) خلاصه مضمون نامه عبارت است از اطلاع دادن به كسانى از خراج گيران و كارگزاران شهرها كه در مسير سپاه قرار داشتند تا آگاهى يافته و متوجه باشند و از آنها حذر كنند و همچنين سفارش لازم به سپاه نسبت به آنچه كه براى آنان شايسته است و از سوى خدا برايشان مقرر شده، از قبيل خوددارى از آزردن كسانى كه در گذرگاه آنها قرار گرفتهاند تا از گستردگى عدالت وى آگاهى يابند و به اخلاق و آداب او متخلّق گردند. سپس امام (ع) به ايشان اعلام كرده است كه از بدرفتارى سپاه نسبت به آن گروه از اهل ذمه كه همپيمانند، ناراضى و بيزار است، زيرا جز به مقدار رفع گرسنگى يك شخص ناچار، كه هيچ راهى جز آن براى سير شدن ندارد، كس ديگرى از طرف او اجازه ندارد از اموال مردم، استفاده كند.
تقدير سخن امام (ع) چنين است: براستى كه من از بدرفتارى سپاهيان نسبت به شما- جز از سوى شخص گرسنه درمانده- بيزارم. پس مضاف اليه را به جاى مضاف قرار داده است و يا از باب مجاز نام سبب را بر مسبّب اطلاق كرده است.
(٧٠٦٣٢- ٧٠٥٨٢) آن گاه، ايشان را مأمور ساخته كه سپاه را از دست درازى به چيزى از روى